عدم فعليت در هيچ زمان است ؛ منتهى چون لا فعليت و لا مطلقهء عامه نداريم و از جهات معروف نيست منطقيون به جاى آن ، لازم نقيض را كه دوام سلب باشد آوردهاند ، چون عدم فعليت در يكى از زمانها ملازم با دوام سلب در خارج است و جهت دوام چه ايجابى و چه سلبى از جهات معروفه است و قضيهء موجبهء دائمه از قضاياى معروفه است و بنابراين براى سهولت به جاى نقيض صريح مطلقهء عامه ، از لازم نقيض آن استفاده شده است .
منطقيون متأخر نوعا در اين باب ، نقائض موجهات بسيطه و مركبهء كليه و جزئيه را جداگانه بحث و بررسى مىكنند ؛ ولى مرحوم مظفر مىفرمايد : نيازى به بيان آن تفاصيل نيست و اگر مايل هستيد از كتاب مطوله جويا شويد . ضمن اينكه طالب العلم از آگاهى آنها چندان سودى نمىبرد و ما ( مرحوم مظفر ) او را نصيحت مىكنيم كه خود را به زحمت نيانداخته و به تحصيل نقائض موجهات نپردازد « فانها قليلة الجدوى » « 1 » .
ملحقات
مباحث اصلى باب تناقض به اتمام رسيد . اينك خاتمهاى تحت عنوان ملحقات تناقض مطرح است و آن اينكه : گاهى دو قضيه را كه با يكديگر مقايسه مىكنيم علاوه بر وحدات ثمانيه ، از لحاظ كميت و كيفيت هم متفق هستند فلذا آن دو را متوافقان مىناميم ، و گاهى از لحاظ كمّ و كيف يا يكى از آن دو اختلاف دارند كه آنها را متباينان مىگوييم .
متباينان خود چهار قسم مىشوند :
1 . يا دو قضيه هم از لحاظ كميت ( كليت و جزئيت ) و هم از لحاظ كيفيت ( ايجاب و سلب ) با يكديگر اختلاف و مباينت دارند يعنى اگر احدهما موجبه بود ديگرى حتما سالبه است و اگر احدهما كليت داشت ديگرى حتما جزئيت دارد و در هيچ جهتى مجتمع نيستند ، چنين دو قضيهاى را « متناقضتان » گويند . ويژگى متناقضتان اين است كه هم اجتماعشان محال است و هم ارتفاعشان ، و هميشه موجيهء كليه با موجيهء جزئيه و بالعكس تناقض دارند . و چون شناخت نقيض هريك از محصورات اربع مهم است از
هامش
( 1 ) . البته ما با بيانى ساده و مختصر يكايك موجهات را بيان كرده و نقائض آنها را ذكر مىكنيم منتهى پس از بيان مبحث ملحقات التناقض .