فصل دوّم : احكام و مناسبات قضايا
فصل اوّل از دو فصل مبحث قضايا ، پيرامون تعريف قضيه و تقسيمات گوناگون آن بود كه تا به حال اهم آن تقسيمات در حد وافى و شافى بيان شد . اينك فصل دوّم كه پيرامون بيان احكام و مناسبات قضايا با يكديگر است را شروع مىكنيم . همانگونه كه در بخش مفردات و تصورات ، گاهى دو مفهوم را با يكديگر مقايسه مىكرديم و از لحاظ نسبت بينهما ، يكى از نسبت اربع برقرار مىشد ( تساوى كلى ، تباين كلى ، عموم و خصوص مطلق و عموم و خصوص منوجه ) همچنين در بخش قضايا و تصديقات نيز هنگامى كه دو قضيه را با يكديگر مقايسه مىكنيم ميان آنها انواع نسبتها قابل تصور است . مثلا : يا متوافق هستند ، يا متباين ؛ و اين قسم خود اقسامى دارد : يا متضاد هستند يا متداخل و . . . و يا متناقض ؛ يا بين آن دو صدقا ، ملازمه است و لا غير ، يا كذبا ملازمه است و لا غير ، يا هم صدقا و هم كذبا ملازمه است ؛ كه هركدام فايدهاى را مىرساند ( تفصيلا اين نكات روشن خواهد شد ) . فعلا بايد بدانيم كه در باب احكام و نسبتها ميان قضايا سه بحث داريم :
1 . مبحث تناقض و ملحقات آن .
2 . مبحث عكس مستوى و ملحقات آن .
3 . مبحث عكس نقيض و ملحقات آن .
پيش از شروع در مطالب اين سه باب ، يك مقدمهء كلى مىآوريم كه در آن فايدهء اين مباحث را از ديدگاه منطقى بررسى مىكنيم .
تمهيد : روش مرحوم مظفر و منطقيون اين است كه در آغاز هر بحثى ، اهميت و فايدهء آن بحث را يادآورى مىكنند . براساس اين سيرهء حسنه در بحث جديد هم اين سئوال مطرح است كه ، ما در منطق چه نيازى به مبحث احكام قضايا داريم ؟ بطور خلاصه بايد گفت : اين مباحث ما را در هدف اصلى يارى مىدهد ؛ زيرا « منطق » قانون صحيح فكر كردن است ، به ما مىآموزد در بخش تصورات چگونه بيانديشيم تا بر يك مجهول تصورى آگاه شويم و آن را تبديل به معلوم سازيم ؟
يا در بخش تصديقات چگونه استدلال كرده و برهان اقامه كنيم تا بر يك مجهول تصديقى آگاه شويم ؟ و . . . پس مباحث احكام قضايا ، در اين غرض ما را كمك مىكنند و آشنايى با اين مباحث سبب مىشود كه با يكى از شيوههاى صحيح اقامهء برهان ، جهت