به شما تمسك جويد و آسوده است هركه به شما پناه برد و سالم است هركه شما را تصديق كند » اين قضيه در اصل مىتواند يك موجبهء كليه باشد ؛ اى : « كل من من تمسك بكم لا يخيب » ؛ « هر آن كس كه به شما متوسل شود و دست به دامان شما گردد ، نااميد نخواهد شد » . و مىتوان به يك شرطيه متصله ارجاع داد ؛ اى : « كلما تمسك الرجل بكم فلا يخب » .
حال با دقت و تأمل بيشترى ، هر جا با قضيهء منحرفهاى روبرو شديد آن را به شكل طبيعىاش ارجاع دهيد .
تنبيه سوّم در اين قسمت سه تنبيه ديگر اضافه مىكنيم كه مرحوم مظفر آنها را متعرض نشده است .
تنبيه اوّل : ملاك متصله و منفصله بودن قضيه چيست ؟
ملاك لظى آن ادات شرط است كه در متصله از « ان ، اذا و متى » و در منفصله از « امّا » يا « او » استفاده مىشود ، و ملاك معنوى آن به اتصال يا انفصال است كه در متصله حكم به اتصال دو نسبت و در منفصله حكم به انفصال دو نسبت مىشود .
تنبيه چهارم
تنبيه دوّم : ملاك موجبه و سالبه بودن در حمليه ، به حمل يا سلب حمل است امّا در متصله و منفصله ملاك چيست ؟ مىدانيم كه قضيه شرطيه در اصل از دو قضيه حمليه درست مىشود كه قبل از ادات شرط ، مستقلا ايجاب و سلب دارند ولى پس از آمدن ادوات شرط ، مقدم يا تالى تنها محاسبه نمىشود و موجبه يا سالبه بودن آنها ملاك نيست بلكه ملاك موجبه بودن ، حكم به اتصال دو نسبت و ملاك سالبه بودن ، حكم به سلب اتصال دو نسبت است ؛ چه هر دو طرف موجبه باشند يا سالبه يا مختلفين . بنابراين هريك از شرطيه متصلهء موجبه و سالبه ، چهار حالت پيدا مىكنند كه در مجموع هشت صورت است :
1 . مقدم و تالى هردو موجبه و كل قضيه موجبه ؛ مانند « كلما كانت الشمس طالعة فالنهار موجود » .
2 . هر دو سالبه و كل قضيه موجبه ؛ مانند « كلما لم يكن هذا انسانا لم يكن زيدا » .
3 . مقدم موجبه و تالى سالبه ؛ مانند « كلما كانت الشمس طالعة لم يكن اليل