تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
2 - مقدم ، حمليه و تالى ، متصله و كل قضيه ، منفصله ؛ مانند « امّا ان لا تكون الشمس علة لوجود النهار و امّا كلما كانت الشمس طالعة كان النهار موجودا » . 3 - مقدم ، حمليه و تالى ، منفصله و كل قضيه ، منفصله ؛ مانند « امّا ان يكون هذا الشىء ليس عددا و امّا ان يكون زوجا او فردا » 4 - هر دو متصله و كل قضيه ، منفصله ؛ مانند « امّا ان يكون كلما كانت الشمس طالعة فالنهار موجود و امّا ان يكون كلما كانت الشمس طالعة لم يكن النهار موجودا » . 5 - مقدم ، متصله و تالى ، منفصله و كل قضيه ، منفصله ؛ مانند « امّا ان يكون كلما كانت الشمس طالعة كان النهار موجودا او امّا ان يكون الشمس طالعة او يكون النهار موجودا » . 6 - هر دو منفصله و كل قضيه هم منفصله ؛ مانند « امّا ان يكون هذا العدد زوجا او فردا و امّا ان يكون زوجا و لا فردا » . 7 - مقدم ، متصله و تالى ، حمليه ؛ مانند عكس مثال دوّم . 8 - مقدم ، منفصله و تالى ، حمليه ، مانند عكس مثال سوّم . 9 - مقدم ، منفصله و تالى ، متصله ، مانند عكس مثال پنجم . نكته : معمولا مناطقه براى منفصله همان شش صورت اوّل را مىآورند و سه صورت اخير را متعرض نمىشوند و علت مطلب آنست كه در شرطيه متصله ، مقدم بالطبع و بالمفهوم بر تالى تقدم دارد چون مفهوم مقدم ، هميشه ملزوم ، و مفهوم تالى لازم است و اى بسا چيزى ، ملزوم چيز دگر باشد ولى لازم او نباشد ؛ مانند لازم اعم شى ؛ مثلا خورشيد ، ملزوم حرارت و روشنائى است ولى لازم آنها نيست و لذا متعين است كه مقدم ، مقدم باشد و تالى ، تالى باشد ؛ بر خلاف منفصله كه مفهوم تالى با مفهوم مقدم ، معاند است و مفهوم مقدم ، معاند او است و هر چيزى كه با چيز ديگر تعاند داشت قهرا از هر دو طرف عناد است و لذا هر جزء كه اوّل باشد و جزء ديگر بعد باشد فرق نمىكند ؛ پس سه صورت اخير جداگانه محاسبه نمىشود . حال با اين محاسبات ملاحظه مىفرماييد كه هرچه اجزاء قضيه بيشتر مىشود قضيه ما مبهم‌تر و گنگ‌تر مىگردد و تشخيص اينكه يك قضيه است يا چند قضيه ، آسان نيست و گاهى چه‌بسا شرطيه ما از دو قضيهء شرطيه ديگر تشكيل يافته كه يكى مقدم و ديگرى تالى است و خود مقدم كه يك قضيه شرطيه است باز مقدمى دارد و تالىاى ، كه