تقسيمات شرطيهء متصله
شرطيه متصله در يك تقسيم اساسى به دو قسم مىشود : 1 - لزوميه ، 2 - اتفاقيه ؛ و جهت اين تقسيم ، طبيعت و نوع اتصال است و گاهى اتصال و تعليق دو نسبت از نوع پيوستگى لزومى و گاهى از نوع اتصال اتفاقى است و هركدام حسابى دارد :
امّا متصله لزوميه : عبارتست از قضيهء شرطيهء متصلهاى كه ميان دو طرف آن ( يعنى مقدم و تالى ) يكنوع اتصال و پيوستگى حقيقى و واقعى وجود داشته باشد ، كه از يك علاقه و ارتباط تنگاتنگ ميان طرفين ناشى مىشود بگونهاى كه همين علاقه باعث مىشود كه يكى مستلزم ديگرى باشد و هر كجا يكى از آن دو بود ديگرى هم حتما باشد و هيچگاه تخلف بر ندارد بلكه ملازمهء كليهء عامه وجود داشته باشد ( العلاقة شى بسببه يستصحب الاول الثانى ) . و خلاصه اينكه ميان دو نسبت يك ملازمهء عقليه وجود داشته باشد ؛ و چون علاقه و ارتباط مقدم با تالى اقسامى دارد لذا متصلهء لزوميه چهار شعبه مىشود :
1 - گاهى علاقهء عليت در كار است . يعنى : مقدم ، علت و تالى ، معلول آن است و واضح است كه هرگاه علت بود معلول هم هست و تخلف معلول از علت تامه ، ممتنع است .
2 - و گاهى علاقهء معلوليت در كار است . يعنى : مقدم ، معلول و تالى ، علت است و باز واضح است كه علت و معلول ملازمه دارند و هر كجا معلول باشد علت هم هست چون معلول بدون علت تامه ، نه موجود مىشود و نه پس از وجود باقى مىماند .
3 - و گاهى علاقهء تلازم يا متلازمين در ميان است يعنى هيچكدام از مقدم و تالى ، علت و معلول يكديگر نيستند بلكه هردو معلول علت ثالث و مشتركى هستند و باز هم دو معلول ، متلازمان در وجود هستند يعنى هر كجا احدهما بود آنديگرى هم هست . و دليل مطلب آنست كه هر كجا يكى از دو معلولى كه ملازم هماند باشد حتما كاشف از وجود علت تامه است چون معلول بدون علت نشايد ، و اگر علت تامه بود حتما معلول ديگر هم موجود خواهد بود ؛ زيرا علت تامه بدون معلول نشايد و گرنه علت تامه نيست .
4 - و گاهى علاقهء تضايف در كار است ؛ يعنى مقدم و تالى از متضايفين هستند كه با هم تعقل مىشوند و تعقل يكى بدون ديگرى نشايد ؛ كما اينكه تحقق خارجى يكى بدون ديگرى هم نشايد . البته ذات يكى بدون ديگرى ممكن است ولى با اين وصف ، هر دو