نظر شده ، و تمام نظر به خود طبيعت و كلى دوخته شده بهطورى كه حكم از طبيعت ، به افراد و مصاديق آن سرايت نكند ، بلكه مخصوص خود كلى باشد ( و نه تنها از افراد قطع نظر شده بلكه اصولا ارجاع اين حكم به افراد آن كلى امكان ندارد ؛ چون حكم براى نفس كلى ثابت است نه براى افراد ) چنين قضيهاى را « طبيعيه » گويند و وجه تسميهاش آنست كه حكم در اين قضيه بر خود طبيعت و كلى بماهو كلى ثابت و يا از آن سلب شده است . قضيهء طبيعيه نيز دو شعبه دارد :
( 1 ) - موجبه : قضيهء طبيعيه موجبه آنست كه در آن به ثبوت چيزى براى كلى حكم شده باشد ، مانند « الانسان نوع » يا « الحيوان جنس » ، در اين دو مثال وصف نوعيت و جنسيت بر مفهوم كلى انسان و حيوان بار شده نه بر افراد و مصاديق آنها ؛ زيرا افراد انسان ، نوع نيستند بلكه شخص هستند . امّا خود مفهوم انسان كه در ذهن ما تصور مىشود كلى و نوع است ، و هكذا مفهوم حيوان .
قضيه طبيعيهء سالبه آنست كه در آن به سلب چيزى از نفس ماهيت و طبيعت و مفهوم كلى حكم شده باشد ، مانند « الانسان ليس بجنس » و « الحيوان ليس بنوع » .
2 - اگر موضوع قضيه ، كلى باشد ولى حكم به ملاحظهء افراد آن بر موضوع بار شده باشد ( بطورى كه حكم در حقيقت براى افراد باشد و كلى ، عنوان و آينهاى براى افراد باشد ) و اين ويژگى را نيز داشته باشد كه كميت و مقدار افراد ( بعض يا كل ) در آن مشخص نباشد ، چنين قضيهاى را « مهمله » گويند ؛ بدانجهت كه كميت افراد در آن اهمال شده و مسكوت گذاشته شده ؛ در توضيح اين قسم بايد گفت : حكم در اين قضيه در ظاهر ، بر خود كلى بار شده ، امّا كلى موضوعيت نداشته و موضوع حكم هم نيست بلكه به ملاحظهء افرادش ، موضوع واقع شده ؛ بدينمعنى كه در واقع و نفس الامر ، حكم براى افراد و مصاديق كلى ثابت است ، منتهى بجاى اينكه همهء افراد را جداجدا بياوريم خود كلى را آورده و آن را عنوان مشير براى افراد قرار داده و بواسطهء آن كلى به افراد و مصاديق خارجيه اشاره مىكنيم ؛ در اينجا كلى ، آلت و وسيلهاى است براى رسيدن به افراد ، و عنوانى است فانى در معنونات ، و مرآتى است جهت ديدن جمال افراد ، و گرنه قطعنظر از افراد ، موضوع نيست . مرحوم شهيد مطهرى در اينباره بيانى گويا دارد :
« در ( قضيهء ) طبيعيه ، كلى ، ما فيه ينظر است ؛ يعنى : خودش منظور نظر ذهن است و در ( قضيه ) مهمله و محصوره كلى ، ما به ينظر است ؛ يعنى : بواسطهء آن در افراد نظر مىشود و در
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 334
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣٤