قوله : و هذه القسمة :
طريق قسمت ثنائيه داراى فوايدى است كه سه فايده از آن در كتاب بيان شده :
1 - معمولا در اشيائى كه داراى اقسام نامتناهى و غير محصور ( عرفى نه عقلى ) باشند كسى آن شيى را مقسّم قرار نداده تا جميع اقسام آن را به صورت تفصيلى بيان كند چراكه مقدور بشر نيست و يا بسيار سخت است به جاى آن از شيوهء تقسيم ثنائى استفاده مىكند كه همهء اقسام را در دو كلمه خلاصه دارد و اجمالى است از آن همه تفاصيل ، چنانكه در مثال مذكور « غير مفترس » يا در مثال مصنف ، « غير ناهق » شامل تمام انواع حيوانات مىشود و از اينرو تقسيم حاصر است .
2 - مقامى كه هدف مقسّم اين باشد كه اقسام را به صورت حصر عقلى بيان كند از اين شيوه سود مىبرد تا حصرحصر عقلى باشد نه استقرائى .
3 - در مقام تحصيل حدود و رسوم اشياء هم از اين شيوه استفاده مىشود كه در مبحث هفتم باب قسمت به تفصيل خواهد آمد .
اسلوب دوم يا طريقهء تقسيم تفصيلى : و آن عبارت است از اينكه به جاى تقسيم ثنائى و دوتا دوتا جلو رفتن از همان ابتدا بهطور تفصيلى همهء اقسام يك مقسم را بيان كردن مثلا به جاى اينكه بگوييم : الكلمه امّا كذا و امّا غيره و غيره امّا كذا و امّا غيره ، مىگوييم : الكلمة اسم و فعل و حرف ، يا مثلا در كلّى به جاى اينكه بگوييم : الكلّى امّا ذاتى و امّا عرضى و الذاتى . . . از اوّل مىگوييم : الكلّى نوع و جنس و فصل و خاصه و عرض عام كه تمامى اقسام پنجگانه كلّى را به تفصيل بازگو كردهايم .
حال تقسيمبندى تفصيلى خود بر دو نوع است 1 - تقسيم عقلى 2 - استقرائى تقسيم عقلى عبارت است از اينكه عقلا قسم ديگرى ممكن نيست و هرچه بوده و نبوده بيان شده است ، مانند تقسيم كلمه به سه قسم و كلّى به پنج قسم كه شقّ رابع و سادسى در كار نيست و براى اينكه يقين كنيم كه قسم ديگرى ندارد باز بايد تقسيم تفصيلى عقلى را برگردانيم به طريق قسمت ثنائيه تا حصر ، حصر عقلى باشد كه تفصيلا بيان شد .
تقسيم استقرائى عبارت است از اينكه ما تتبع كرده و در خارج مثلا دو يا سه يا ده قسم پيدا كردهايم و قسم ديگرى موجود نيست ، ولى عقل امكان آن را نفى نمىكند پس عقلا ممكن است ، ولى خارجا واقع نشده ؛ مثلا اديان آسمانى موجود به سه دسته تقسيم مىشود : مسيحيت و يهوديت و اسلام كه امكان دين چهارم بهنام مجوسيت
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 302
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٠٢