گرديده و توقّف الشىء على نفسه مستلزم تقدّم الشىء على نفسه و آن مستلزم تناقض است كه مكررا ذكر شد .
و دور در تعريف گاهى دور مصرّح است كه شىء با يك واسطه بر خودش متوقّف است و گاهى مضمر است كه معرفت شىء با چند واسطه بر خود آن متوقّف مىباشد .
امّا دور مصرّح در تعريف ، همانند اينكه : در تعريف شمس بگوييم : خورشيد ستارهاى است كه در روز طالع مىشود ، پس در تعريف خورشيد ، روز اخذ شده و آن را معرّف شمس قرار دادهايم ؛ در حالىكه در تعريف روز هم مىگويند : قطعهاى از زمان است كه شمس در آن طلوع مىكند ، يعنى در تعريف روز هم شمس اخذ شده و معرّف نهار گرديده ، پس معرفت شمس بر معرفت نهار و معرفت نهار بر معرفت شمس متوقّف است و اين مستلزم توقّف الشىء على نفسه است ؛ يعنى مستلزم اين است كه معرفت شمس بر خود معرفت شمس متوقّف باشد . زيرا كه وقتى معرفت شمس بر معرفت نهار متوقّف شد ؛ معنايش اين است كه معرفت شمس بر معرفت نهار و هر آنچه كه علّت معرفت نهار است ، متوقّف مىباشد و از جمله امورى كه علّت معرفت نهار هستند ، على الفرض ، خود شمس است ، پس معرفت شمس به واسطهء معرفت نهار بر معرفت خود شمس ، متوقّف است و اين مستلزم تقدّم معرفت شمس بر معرفت شمس است و آن مستلزم تناقض است و هو محال با البداهة كما اينكه از ناحيهء نهار هم همين توقّف و دور پيش مىآيد .
و امّا دور مضمر در تعريف ، مثل اينكه : در تعريف اثنان بگوييم : زوج نخستين است و وقتى سؤال مىشود : الزوج ما هو ؟ بگوييم : « ما ينقسم بمتساويين » و وقتى سؤال مىشود : المتساويان ما هما ؟ جواب دهيم : دو شىء را گويند كه يكى از آن دو بر ديگرى منطبق و با ديگرى مطابق باشد و هيچ كدام از اين دو انقص ، اقّل و اكثر و . . .
نباشند و وقتى سؤال مىشود : الشيئان ما هما ؟ در جواب بگوييم : اثنان ( بعضىها اين مرتبه را حذف كردهاند ) حال در اين تعريف ، معرفت اثنان با سه واسطه بر معرفت خودش متوقّف شده :
واسطهء اوّل : زوج ، واسطهء دوم : متساويان ، واسطهء سوم : شيئان و بالاخره پس از چند واسطه بازگشت به تعريف اثنان به خود اثنان و هذا دور و مستلزم لتوقف الشىء على نفسه و هو مستلزم لتقدم الشىء على نفسه و هو محال للتناقض .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 273
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٧٣