بتحديدها فاستعفيت ( استعفا دادم ) من ذلك علما بانه كالامر المتعذر على البشر . . .
3 - خود شيخ اشراق در شرح حكمة الاشراق ص 56 مىگويد :
فصل في بيان ان الوفاء باعطاء الحدود الحقيقية حقوقها صعب جدا لجواز الاخلال بذاتى لم يطلع عليه و لكثرة ما يقع فيها من الاغاليط الحدية .
4 - مرحوم استاد شهيد مرتضى مطهرى در بخش منطق آشنايى با علوم اسلام ص 44 مىگويد :
در ميان تعريفها ، تعريف كامل حدّ تام است ، ولى متأسفانه فلاسفه اعتراف دارند كه به دست آوردن حدّ تام اشياء چون مستلزم كشف ذاتيات اشياء است و به عبارت ديگر مستلزم نفوذ عقل در كنه اشياء است ، كار آسانى نيست . . .
سؤال پنجم : علّت دشوارى حدّ تام چيست ؟
جواب : علّت اصلى آن است كه تحصيل حدّ تام اشياء مستلزم پى بردن به حقيقت و ماهيّت و حاق ذات اشياء است و رسيدن به كنه ذات اشياء و استخراج ذاتيات از عرضيات و مرزبندى اجناس و فصول و اعراض آنها است و بديهى است كه بشر با معلومات محدود حصولىاى كه دارد ، نمىتواند به باطن و عمق حقايق عالم راه يابد و از اينرو قادر نيست كه قاطعانه اجناس را از اعراض عام و فصول را از اعراض خاص جدا كند ؛ زيرا چهبسا آنچه را كه او به عنوان جنس قريب برشمرده در نزد ديگرى جنس بعيد و متوسّط باشد يا آنچه را كسى ، نوع الانواع دانسته ، نزد ديگرى جنس سافل باشد كه تحت آن انواعى است يا آنچه را او فصل قريب دانسته نزد ديگرى فصل بعيد باشد و يا عرضى خاصه را با فصل قريب اشتباه گرفته و . . . براى نمونه چند شاهد مىآوريم :
1 - مشهور مىگفتند : اجناس انسان عبارت است از : حيوان - جسم نامى - جسم مطلق و جوهر ، ولى متأخّرين دو جنس ديگر بين جسم نامى تا جسم مطلق افزودهاند به نام صورت معدنى و عنصرى كه قبلا اشاره شد .
2 - مشهور انسان را نوع الانواع مىدانند كه تحته اصناف ، ولى ملاصدرا انسان را جنس سافل مىداند كه تحت آن چهار نوع ديگر از صورت بهيمى - سبعى - شيطانى و ملكى متصوّر است و قبلا به آن نيز اشاره شد .
3 - مشهور ، ناطق را فصل مختص و قريب انسان مىدانند در حالىكه نطق و
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 258
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٥٨