تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
سؤال سوم : ميزان شناخت ذاتيات از عرضيات كدام است ؟ جواب : سابقا در مبحث كلّيّات خمس بيان شد ، ولى در اين‌جا هم اشاره‌اى داريم كه ذاتيات ماهيّت امورى هستند كه قوام ماهيّت بدان‌ها است و اگر نباشند نه اين شىء وجود خارجى دارد و نه در ذهن به درستى قابل تعقّل است ؛ ولى عرضيات امورى هستند كه بر فرض عرض لازم باشند و از ماهيّت يا وجود جدا نشوند ، امّا در مقام تعقّل قابل اين هستند كه انسان ذاتيات و ماهيّت را بدون آن عوارض تعقّل نمايد . سؤال چهارم : آيا اصولا تعريف اشياء به حدّ تام آن‌ها ميسور است ؟ جواب : البتّه استحالهء ذاتى و وقوعى ندارد ، ولى به اعتراف همهء اهل فنّ و بزرگان منطق و فلسفه ، امرى بس دشوار و تالى تلو محالات است و همين مطلب باعث شده ، كه عدّه‌اى از فلاسفه دچار شك‌وترديد شده و به‌نام لاادريون معروف گردند و عدّه‌اى هم معتقد شوند كه اشياء قابل شناخت نيست و عده‌اى نيز بگويند : قابل شناساندن نيست ، تعدادى هم ايده‌آليست شده و همه‌چيز را ذهنى بپندارند . البته عدّهء زيادى هم از فلاسفه الهى و مادّى ، اسلامى و اروپايى رئاليست بوده و واقع‌گرا هستند و برآنند كه واقعيّات مادّى و مجرّد فراوانى هست كه هم قابل شناخت و هم قابل شناساندن است و راه شناخت در نزد اين دسته گوناگون است : عدّه‌اى تنها ابزار مطمئن شناخت را حسّ و تجربه مىدانند . عدّه‌اى ديگر تنها وسيلهء يقين‌آور را عقل و انديشه ، برخى تصفيه و تزكيهء درون و عدّه‌اى ، هم حسّ و تجربه و هم عقل را كارآمد مىدانند . و از ديدگاه اسلام در راه شناخت ، حسّ ، عقل و تزكيهء نفس ، همه دخالت دارند و بحث مهمّى در باب شناخت است ، به هرحال مسأله رسيدن به ماهيّت اشياء كار بسيار دشوارى است . در اين‌جا براى نمونه به گوشه‌هايى از اعتراف‌هاى مردان بزرگ صحنهء علم و انديشه و فلسفه و عرفان و منطق اشاره مىكنيم . 1 - شيخ اشراق در حكمة الاشراق ص 61 مىگويد : و صاحبهم اى صاحب المشائين و هو ارسطو طاليس اعترف بصعوبة ذلك ( حد تام اشياء ) . 2 - در حاشيهء شرح حكمة الاشراق ص 56 مىخوانيم : قال الشيخ الرئيس في رسالة الحدود : سئلونى ان املى لهم حدود اشياء يطالبونى