تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
قسم دارد و در مجموع شش مطلب مىشود :
اسّ المطالب ثلاثة علم * مطلب « ما » مطلب « هل » مطلب « لم »
و به گفتهء مرحوم مظفّر : اصول مطالب چهار تا است كه سه تا از آن‌ها هركدام دو قسم دارد . چهارمى آن‌ها مطلب « اىّ » است و در مجموع هفت مطلب مىشود كه در اين جا بيان مىكنيم : به‌طور كلّى هنگامى كه انسان با يك لفظ و كلمه‌اى از هر لغت و زبانى كه باشد ( عربى - فارسى - انگليسى - اردو و . . . ) روبرو مىشود و هيچ اطلاعى از جهت‌هاى گوناگون آن لغت ندارد در اين‌جا براى او پنج مرحله سؤال مطرح مىشود كه تا تمامى آن‌ها را حل نكند و همهء اين مراحل را نپيمايد به مطلوب نرسيده و معرفت كامل نسبت به آن لفظ پيدا نمىكند . برخى از اين مراحل نتيجه‌اش يك سلسله معلومات تصوّرى است كه مرحلهء يك و دو باشد و برخى ديگر يك سلسله معلومات تصديقى را نصيب ما مىسازد كه مراحل سه ، چهار و پنج باشد . حال به ترتيب اين مراحل را بيان مىكنيم : مرحلهء اوّل : نخستين سوالى كه با ترتيب طبيعى در ذهن ما جلوه‌گر مىشود سوال از معناى لغوى آن كلمه است كه اگر به‌طور اجمال با معناى لغوى آن لفظ آشنا هستيم ، اين‌جا ندارد و طلب حاصل يا تحصيل حاصل است ولى حتّى از معناى لغوى آن هم بىخبر باشيم اين سؤال مطرح مىشود كه معناى اين كلمه چيست ؟ جوابى كه به اين سؤال داده مىشود ، اين است كه لفظى را با لفظ ديگر كه ظاهرتر است معنى مىكنيم و به اصطلاح ، لغت و معنى مطرح است ، يعنى جواب دهنده مىگويد : فلان كلمه مساوى است با فلان معنى ، نام اين‌گونه تعريف‌ها و پاسخ‌ها ، تعريف لفظى است يعنى لفظى را به لفظ ديگر ترجمه كردن و نتيجهء اين مرحله ، به دست آوردن يك معلوم تصوّرى اجمالى ، از معناى فلان لفظ است . مثال : در لغت عربى با كلمهء غضنفر يا سميدع يا عنقاء يا سعدانة يا ماء و . . . روبرو مىشويم و معناى هركدام را كه نمىدانيم از اهلش مىپرسيم : غضنفر يعنى چه ؟ سميدع چه مفهومى مىتواند داشته باشد ؟ عنقاء به چه معنى است ؟ هيولى يعنى چه ؟ جوهر كدام است ؟ و . . . جواب دهنده گويد : غضنفر يعنى اسد ، سميدع يعنى سيد و آقا ، سعدانه نوعى گياه است ، عنقاء يك پرندهء افسانه‌اى است كه در فارسى به سيمرغ تعبير مىشود ، هيولى يعنى مادّه . جوهر ، يعنى موجودى كه داراى وجود لا في الموضوع