بعضى از اشياء و ماهيّتها تنها داراى يك جس هستند و سلسلهء اجناس در انها متصوّر نيست ؛ فيالمثل ، عقل يعنى موجودى كه به ذات و فعل مجرّد است ، يا نفس ، يعنى موجودى كه بهطور ذاتى ، مجرّد ، ولى فعلا و در مقام تأثير ، احتياج به مادّه دارد كه بدن باشد و نفس ناطقه تا در اين عالم است ، با بدن كار مىكند هركدام داراى يك جنس بيشتر نيستند كه همان جوهر است و خود نوعى از انواع جوهر هستند و اجناس ديگرى ، متصوّر نيست ؛ تا سلسله مراتب متصوّر باشد ولى برخى از اشياء هستند كه داراى اجناس گوناگونند و حداقل دو يا چند جنس دارند ؛ در اينجا است كه سلسله مراتب درست مىشود و سلسلهء اجناس هميشه تصاعدى است ، يعنى از كلّى نازل كه نوع باشد ، شروع مىشود و به وسيعترين كلّى يعنى ، جنس الاجناس و جنس عالى ختم مىشود .
مثال : همان مثال انسان و حيوان است كه پنج مرتبه دارد و اينها در طول هم هستند ؛ يعنى بعضى از بعضى اعمّ هستند و به گفتهء حاجى سبزوارى : كالمرقى يعنى ، مثل نردبان هستند كه از پلهء پايينتر شروع و به پلهء عالى ختم مىشود و مبدأ آن انسان است و انتهاى آن جوهر است .
جوهر
جسم مطلق
جسم نامى
حيوان
انسان
اوّلين مرتبه ، نوع است كه در مثال ما انسان است و دومين مرتبه جنس قريب و جنس سافل است كه در مثال مذكور حيوان است ( انسان ، حيوان ) و آن را جنس سافل گويند ؛ به آن جهت كه پايينترين جنس ، در سلسلهء اجناس است كه پايينتر از او جنسى نيست ، بلكه نوع است و جنس قريب گويند ؛ چون اقرب الاجناس الى النوع است و مرتبهء سوم در مثال مذكور جنس متوسّط يا بعيد به يك مرتبه است كه در مثال مذكور جسم نامى است ( حيوان - جسم نامى ) و مرتبهء چهارم در مثال مذكور باز هم جنس متوسط و يا بعيد به دو مرتبه است و اين دو را جنس متوسط گويند ؛ چون از دو طرف به جنس احاطه شدهاند ، از طرف پايين به جنس سافل و از طرف بالا به جنس الاجناس و اين دو
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 183
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٣