اجناس كاينات مقولات عشر گشت * ممكن نبود بر آن ديگرى فزود
پس واجب الوجود از اين ده منزه است * كاو بود و هست و باشد و زينها يكى نبود
و جهت تمرين ذهنى مقولات عشر در بيت زير گرد آمده :
دى با صنمى خوش به يكى باغ نشستيم * جامه بدريديم چه شديم مست غم او
متى جوهر كيف كم منفصل اين فعل وضع انفعال مضاف
شاعر ديگر گويد :
گل به بستان دوش در خوشتر لباسى خفته بود * يك نسيم از كوى جانان خاست خوشبو درگذشت
جوهر اين متى ملك وضع كم مضاف فعل كيف انفعال
شاعر عربزبان گويد :
زيد طويل ازرق بن مالك * في داره بالامس كان متكى
جوهر كم متصل كيف مضاف اين متى وضع
في يده سيف لوه فالتوى * و هذه المقولات العشر حوى
ملك فعل انفعال
حال ، اين مقولات عشر را اجناس عاليه نامند ؛ چون بالاتر از آن جنسى نيست و هر جنسى چه در سلسلهء جوهر و چه اعراض بالا رود ، الّا و لابد به يكى از اين مقولات عشر منتهى مىشود و ما فوق آنها جنسى وجود ندارد و دليل مطلب اجمالا اين است كه اگر اجناس به جايى ختم نشود ، تسلسل لازم مىشود و هيچ ماهيّتى قابل تعريف نيست ؛ در حالىكه بالضرورة چنين نيست ( البتّه در مورد معرّف و حدّ تام تفصيل بيشترى خواهد آمد ) با حفظ اين مقدّمه مىگوييم :