نسب اربع
يكى از مباحث مهمّ در مورد كلّى عبارت است از ، مبحث نسب اربع و در اهمّيّت آن همين بس كه در بخش معرف و حجّت همچنين در فلسفه و علوم ديگر بسيار مفيد است و بهويژه در علم اصول فقه و اجتهاد احكام ، چون نوعا اخبار و احاديث احكام به نحوى با يكديگر تعارض دارند ؛ لازم است انواع متعارضين را از حيث نسبتها بشناسيم كه كدام عام و خاص مطلق و يا عامين منوجه و كدام متباينين هستند ، تا احكام هريك را پياده كنيم . بهطور كلّى هنگامى كه ما دو مفهوم را از لحاظ مصاديق خارجى و صدق آنها بر افرادشان مقايسه و نسبتسنجى مىكنيم از سه حال خارج نيست :
1 . گاهى دو مفهوم جزيى را با يكديگر مقايسه مىكنيم ، مثلا مفهوم اين مدرسه با آن شجره را توجّه مىكنيم كه اين دو صددرصد با يكديگر متباين بوده و هيچ كدام بر ديگرى قابل حمل نيست نه ، مىتوان گفت ، اين مدرسه آن شجره است و نه آن اين .
2 . گاهى يك مفهوم كلّى و يك مفهوم جزيى را با يكديگر مقايسه مىكنيم كه آيا اين دو بر افراد يكديگر قابل صدق هستند يا نه . در اين قسم هم دو نسبت بيشتر متصوّر نيست ؛ زيرا كه با اين جزيى ، مصداقى از مصاديق آن كلّى است ، مانند زيد نسبت به انسان ، در اين صورت نسبتها عموم و خصوص مطلق است و يا اين است كه اين جزيى از افراد آن كلّى نيست ، بلكه از افراد كلّى ديگرى است ، مثل هذه الشجرة نسبت به انسان كه در اين صورت نسبتها تباين خواهد بود ، يعنى ، نه اين شجره انسان است و نه انسان اين شجره .
3 . گاهى دو مفهوم كلّى را از حيث افراد و مصاديق با يكديگر مقايسه مىكنيم تا ببينيم ، آيا اين دو كلّى بر افراد يكديگر صادق هستند يا نه ؟ و اگر صدق مىكنند ، صدق كلّى ( موجبهء كلّيّه ) و بر تمام افراد است ، يا بر بعض ؟ و اگر بر تمام است ، از هر دو طرف يا از يك طرف ؟ يا اگر بر بعض است ، از هر دو يا از يكى ؟ اينجا است كه ميان دو كلّى از اين حيث ، يكى از چهار نسبت ذيل محقّق مىشود :
1 . يا نسبت تساوى كلّى دارند . 2 . و يا عموم و خصوص مطلق . 3 . و يا عموم و خصوص منوجه . 4 . و يا تباين كلّى ( و بعدا خواهد آمد كه اين حصر ، يك حصر عقلى است و شقّ پنجم ندارد ) ضمنا معلوم باشد كه تباين باب نسب اربع با تباين باب مباحث الفاظ فرق دارد ، بيان ذلك اگرچه سابقا در تقسيم دوّم از تقسيمهاى الفاظ اين