« هو المفهوم الّذي يمتنع صدقه على اكثر من واحد » .
يعنى مفهوم جزيى صورت ذهنيهاى است كه صدق آن در خارج از ذهن بر بيش از يك فرد محال است .
مفهوم كلى : ذهن ما انسانها به اذن و قدرت الهى اعمال عجيبوغريب و فعاليتهاى پيچيدهاى دارد . يكى از كارهاى ذهن ، تصويربردارى از خارج است كه از راه حواس خمسهء ظاهريه بدست مىآيد و مانند دوربينى است كه همواره ( نامتناهى و بىپايان ) در حال فيلمبردارى است و مرتب اين صور را به حافظه سپرده و در انبار ذهن بايگانى مىكند . كار ديگرى كه ذهن انجام مىدهد عبارت از تجزيه و تحليل است يعنى صورى را كه ادراك كرده با يكديگر مقايسه مىكند ، ما به الاشتراك و ما به الامتياز آنها را به دست مىآورد در محيط ذهن آنها را تحليل كرده و براى آنها جنس و فصل مىسازد .
كار ديگرى كه انجام مىدهد تداعى معانى و تسلسل خواطر است ؛ يعنى آنچه را فرضا ده سال پيش مشاهده كرده الان با اندك مناسبتى به روى صفحهء ذهن مىآورد و دوباره در ذهنش آن صحنه را زنده و تكرار مىكند همانند نوار و فيلمى كه بيست سال پيش پر شده و الان به نمايش گذاشته مىشود و به سمع و نظر بينندگان مىرسد .
كار شگفتآور ديگرى كه ذهن انجام مىدهد عبارت از فكر و انديشه است كه در مباحث مدخل كتاب تفصيلا راجع به فكر و مراحل آن بحث كرديم .
كار پنجمى كه ذهن انجام مىدهد تجريد و تعميم است يعنى صور جزئيهاى را كه ادراك كرده با همديگر مقايسه مىكند و خصوصيات فرديهء آنها را تجريد كرده و لباس مخصوص به آن را مىكند و جنبههاى اشتراكى و ما به الاشتراكها را در نظر مىگيرد و از اين جهات مشتركه يك سلسله مفاهيم كليه و صور ذهنيهء عامهاى را انتزاع مىكند و مىسازد كه عنوان كلى بر هر فردى از اين افراد خارجيه با هزاران خصوصيات و ويژگيهاى فرديهاى كه دارند منطبق مىشود و صدق مىكند . نام اين مفهوم عام و صورت منتزعه را مفهوم كلى گويند ، مانند انسان كه ما به الاشتراك همهء افراد خود است و هكذا حيوان ، معدن ، سيب ، حجر ، شجر ، سفيد ، دانشمند ، بىسواد ، اعترافكننده به گناهان و نشسته در خانه كه برخى عناوين ذاتيه هستند برخى عرضيه ، برخى مفرد هستند و برخى مركب ، برخى نوع هستند برخى جنس ، برخى عرض خاص هستند
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٣٤