3 . امورى چند در كلام وجود دارد كه رابط ميان مفردات و كلمات پراكنده و از هم گسيخته است و آنها عبارتند از :
الف : هيئات : از قبيل ماضى ، مضارع ، معلوم ، مجهول و . . .
ب : حروف : از قبيل حرف باء ، من ، الى و . . .
ج : علامات اعرابيه : از قبيل علامت رفع ، نصب ، جر . . .
مثلا كتب ، زيد ، قلم سه مفرد از هم گسيختهاند ، ولى وقتى گفتيم : « كتب زيد بالقلم » يك جمله منجسم و معنىدار مفهم مراد مىشود و از هرسه رابط در اين مثال استفاده شده است .
قوله : ملاحظة :
در ميان منطقين و نحويين بحثى است كه آيا افعال ناقصه ( كان و اخوات آن ) از افعال ( به اصطلاح نحوى ) هستند يا از حروف و ادوات ؟ نحوى آنها را از افعال مىشمارد ( منتها فعل ناقص ) چون بسيارى از احكام فعل را دارند از قبيل متصرف بودن ، دلالت بر زمان ماضى ، مستقبل و حال داشتن ؛ ولى منطقى آنها را از ادوات و حروف به حساب مىآورد ، زيرا افعال ناقصه توسط مادّه بر معناى مستقل في نفسه دلالت ندارد چون مجرّد از حدث هستند .
هر فعلى از افعال دو دلالت دارد :
1 . بر حدث معين . 2 . بر زمان معين .
مثلا ضرب بر حدث ضرب در زمان ماضى دلالت دارد و افعال ناقصه فقط بر نسبت زمانية دلالت دارند ، ولى بر حدث معينى دلالت ندارد . شاهد مطلب اينكه براى افادهء حدث معينى نيازمند به جزء بعدى يعنى خبر هستند ، مثلا در « كان زيد قائما » اگر كان زيد تنها باشد و كان را تامه ندانيم بلكه ناقصه بگيريم ( كما هو محل النزاع ) اين جمله تنها بر زمان ماضى دلالت دارد كه زيد در گذشته ، امّا مطلب كامل نيست و حدث بيان نشده كه زيد در گذشته ايستاده بود ، نشسته بود ولى وقتى كه قائما آمد آن حدث معين را دلالت دارد .
بنابراين افعال ناقصه فقط بر نسبت دلالت دارند پس ، از ادات هستند نه افعال . از اينرو در بحث قضايا مىآيد كه منطقيين مىگويند :
رابط بر دو قسم است : 1 . رابطه غير زمانيه : هو ، هي ، موجود ، كائن و . . .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 129
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٢٩