4 - وضع خاص و موضوعله عام : آن است كه واضع در هنگام وضع يك معناى خاص و جزئى را لحاظ مىكند و سپس لفظ را براى خود آن جزئى قرار نمىدهد بلكه براى عام و كلّى آن قرار مىدهد و در آئينه خاص مىخواهد كلّى و عام را ببيند در اينجا وضع خاص است يعنى معناى متصور جزئى است و موضوعله عام است يعنى لفظ براى كلّى آن معنى جعل شده است مثلا هيكل زيد را تصور مىكند ولى لفظ زيد را براى خود آن قرار نمىدهد بلكه براى كلّى آن يعنى انسان ( مثلا ) قرار مىدهد . البته اين صرفا مثالى فرضى بود .
پس از تعريف اين اقسام پيرامون امكان و امتناع هريك از اقسام جداگانه بحث مىكنيم كه آيا اينها معقول و ممكن هستند يا محذوراتى دارند كه آنها را غيرممكن مىسازد و نيز از وقوع خارجى هركدام بحث مىكنيم :
خارج اصول (فارسى) — صفحة 99
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٩٩