تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
3 . وضع عام و موضوع‌له خاص 4 . وضع خاص و موضوع‌له عام و اين تقسيم حصر عقلى است نه استقرائى يعنى قسم پنجم عقلا امكان‌پذير نيست نه اينكه بيش از چهار قسم يافت نشده و امكان قسم پنجم وجود دارد ، و بيان اجمالى تقسيم آن است كه : معناى متصوّر يا جزئى و شخصى است ( يعنى يك معنايى است كه در خارج فقط يك مصداق دارد و بر بيش از آن قابل‌صدق نيست ) و يا عام و كلّى است ( يعنى مفهومى است كه در خارج قابل‌صدق بر كثيرين است . ) و در هريك از دو صورت يا اين معناى متصوّر ، بنفسه تصوّر شده و مستقيما خودش به ذهن واضع آمده و يا بوجهه تصوّر شده يعنى ضمنا و غيرمستقيم و تحت يك عنوان ديگرى كه مشير به آن است لحاظ شده كه حاصل‌ضرب دو در دو چهار قسم مذكور مىشود . و امّا بيان تفصيلى و تعريف هرقسم جداگانه : 1 - وضع خاص و موضوع‌له خاص : آن است كه واضع در هنگام تصوّر ، يك معناى جزئى و شخصى و خاص را تصوّر كند و لفظ مورد نظرش را براى خود همان معناى خاص قرار دهد ، در اينجا وضع خاص است يعنى معناى متصوّر جزئى است ( البته وضع فعلى است كه در زمان و مكان معيّنى از واضع صادر مىشود و هميشه خاص و جزئى است و در مورد بحث اگر وضع را به عام و خاص بودن وصف مىكنيم از باب وصف به حال متعلّق شيئى است و منظور اين است كه معنايى كه واضع در مقام وضع لحاظ كرده و مىخواهد لفظ را براى آن وضع كند خاص يا عام است ولى اين وصف به خود وضع اسناد داده شده است ) و موضوع له نيز خاص است يعنى واضع هم لفظ را براى خود اين معناى جزئى قرار داده است . مثال معروف اين قسم اعلام اشخاص است مثلا خداوند به زيد فرزندى داده است و او مىخواهد نامى براى فرزندش انتخاب كند در اينجا خود آن نوزاد را كه جزئى خارجى و وجود خاص است تصوّر مىكند و مثلا لفظ على را براى او اختيار مىكند و نامگذارى مىنمايد .