تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
نور پديد مىآيد ؟ خير ، مگر از بىنهايت جهل و نادانى علم و دانايى پديد مىآيد ؟ خير ، ) از بىنهايت مجاز نيز حقيقت درست نمىشود و هرگز به درجهء حقيقت بودن و وضع تعيّنى نمىرسد . « 1 » پاسخ‌ها : اوّلا بر مسلك سكّاكى كه طرفدار حقيقت ادعائى است بايد گفت از آغاز هم مجازى در كار نبوده و تنها در يك امر عقلى تصرّف شده و ادّعا گرديده كه رجل شجاع مصداق اسد است سپس كلمهء اسد حقيقة در آن به كار رفته است . ولى فعلا كارى به صحّت و سقم اين ادّعا نداريم . ثانيا در استعمال مجازى وقتى متكلم مىگويد : « رأيت اسدا يرمى » ( مثلا ) سه احتمال متصوّر است يكى اينكه دلالت بر معناى مجازى فقط در گرو قرينه « يرمى » باشد و دائر مدار اين باشد و كلمهء اسد دلالتى بر رجل شجاع نداشته باشد . طبق اين احتمال ميلونها بار هم كه استعمال شود ، نياز به « يرمى » بر طرف نمىشود و هرگز به درجهء حقيقت بودن نمىرسد . احتمال ديگر اين‌كه مجموع مركب از اسد و يرمى بر رجل شجاع دلالت كند . برابر اين احتمال نيز هزاران بار هم اگر استعمال شود باز مجاز خواهد بود و با حذف « يرمى » دلالت بر رجل شجاع منتفى است . و احتمال سوّم اين است كه خود كلمهء اسد بر رجل شجاع دلالت دارد و « يرمى » قرينه بر دلالت است و موجب صرف ذهن مخاطب از معناى حقيقى ( حيوان مفترس ) و توجه او به معناى مجازى است و اگر اين شد هيچ مانعى ندارد كه در اثر كثرت استعمال و شدّت انس كم‌كم به جائى برسيم كه بدون قرينه نيز از اسد همين رجل شجاع تبادر كند و اين كاملا امرى معقول است و على التحقيق همين احتمال صحيح است . و شاهد مطلب آن است كه قرينه مرتّبا شكل عوض مىكند و تغيير قيافه مىدهد ( گاهى حاليّه است ، گاهى مقاميّه است ، گاهى لفظيّه است آن هم گاهى
هامش
( 1 ) . بحوث فى علم الاصول ج 1 ، ص 95 ، حاشيهء مرحوم مشكينى بر كفايه .