تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
در محور دلالت مطرح است . مرحوم آخوند در كفاية در مقدّمهء پنجم « 1 » به پيروى از صاحب فصول « 2 » اين گونه وارد بحث شده‌اند كه آيا الفاظ براى معانى من حيث هى وضع شده‌اند يا براى معانى به قيد مراد بودن آنها براى لافظان و متكلّمان وضع شده‌اند ؟ متأخرين از آخوند از قبيل مرحوم مظفّر در اصول فقه « 3 » و مرحوم شهيد صدر در بحوث « 4 » و ديگران ، اين گونه عنوان كرده‌اند كه آيا دلالت الفاظ بر معانى تابع اراده است يا خير ؟ حق مطلب آن است كه در اين مقام سه بحث بايد مطرح شود : 1 - وضع الفاظ براى ذوات معانى يا براى معانى به قيد مراد بودن . 2 - تبعيّت دلالت از اراده . 3 - رابطهء اين دو بحث به يكديگر كه در كفايه در يك مقدّمهء ( مقدّمهء پنجم ) ذكر شده‌اند . امّا بحث اوّل : آيا الفاظ براى ذوات معانى وضع شده‌اند ؟ يا براى معانى به قيد مراد بودن ؟ قبل از ورود در مطلب دو نكته را تبيين مىكنيم : 1 - منظور از ارادهء مورد بحث ، ارادهء واضع در مقام وضع نيست كه معنى را لحاظ و قصد و تصوّر مىكند ، سپس اراده مىكند و تصميم مىگيرد كه لفظ را براى آن معنى وضع كند . اين دو اراده خارج از موضوع‌له است ، ارادهء اوّلى يعنى لحاظ معنى يا تصوّر آن‌كه مقوّم وضع است و تا لحاظى نباشد وضع امكان ندارد و بر مجهول مطلق وضع نشايد . ارادهء دوّم يعنى قصد و تصميم بر وضع هم كه ربطى به موضوع‌له ندارد ، بلكه از باب اين است كه وضع يك عمليّات ارادى و اختيارى است و مثل هركار ديگر بدون اراده و قصد انجام نمىشود . آرى منظور ارادهء لافظ و مستعمل است كه بعدها مىآيد و لفظ را در معناى
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 22 . ( 2 ) . الفصول الغرويه ، ص 17 . ( 3 ) . اصول الفقه ، ج 1 ، ص 19 . ( 4 ) . بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 104 .
خارج اصول (فارسى) — صفحة 406 | على محمدى خراسانى