آنها لازم خفى هستند كه عقول ما از درك آنها ناتوان است و با كمك معصومين عليهم السّلام مىتوانيم به برخى از آن لوازم برسيم . و بههرحال از باب استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد بر سبيل استقلال و در عرض هم نيستند بلكه يك معنى دارند و هفت يا هفتاد لازم المعنى دارند و كسانى لازم المعنى را به جاى خود معنى گرفتهاند . « 1 »
نقد و بررسى : اين توجيه نيز به سه جهت ناتمام است :
الف : اين نيز با شأن صدور اخبار بطون كه بيان فضيلت باشد ، سازگارى ندارد زيرا هرمتكلّمى مىتواند از كلامش لوازمى هم اراده كند كه برخى جلى و پارهاى خفى مىباشند و مخصوص قرآن نيست .
ب : هرلازمى را كه بطن يا بطون كلام نمىگويند ، مثلا لزومهايى از قبيل مفهوم جملهء شرطيه و غائيّه و لزومهايى از قبيل ملازمه ميان وجوب شىء با وجوب مقدّمات آن و . . . را باطن كلام نمىگويند .
ج : اصولا همهجا ميان ظاهر و باطن يا بطون ملازمه نيست مثلا ظاهر آيهء
« وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ »
« 2 » همين مكانهاى خاص و خانههاى خدا در زمين است ولى امام عليه السّلام از آيه اين گونه استفاده مىكند كه مساجد يعنى محلهاى سجده كه دو كف دست از آنها است و ميان مواضع سجده از بدن با خانههاى خدا ملازمهاى نيست تا اين باطن لازم آن ظاهر باشد .
3 - منظور اخبار اين باشد كه آيات قرآن در مجموع هشت يا هفتاد و يك معنى به نحو عام مجموعى استعمال شدهاند و مجموع مركب يك معنى و يك مراد است و هركدام جزء معنى هستند .
نقد و بررسى : اين توجيه نيز ناتمام است زيرا اوّلا با ظاهر اخبار سازگار نيست ظاهرش آن است كه هركدام مستقلّا مراد است نه ضمنا و تبعا و ارادهء مجموع مجاز
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 57 .
( 2 ) . سورهء جن ، ص 18 .