مثال : مولايى دو عبد دارد كه هردو نامشان سالم است ، آن دو را به شخصى فروخته و گفته « بعتك سالما » ولى با خريدار دعوا دارند ، خريدار مىگويد هردو را با هم به دو درهم فروختهاى و مجموعى بوده ولى فروشنده مىگويد هركدام را به دو درهم فروختهام و انحلالى بوده و طبق فرض ، دليلى بر هيچكدام پيدا نشد و خطاب از نظر قواعد اصولى مجمل شد ، نوبت به اصل عملى در مسأله فرعى مىرسد كه اصل برائت ذمّه از بيش از دو درهم باشد و در نهايت به نفع مشترى تمام مىشود .
خارج اصول (فارسى) — صفحة 399
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٩٩