جميع معانى پيدا مىكند و بر همهء آنها حمل مىشود . مرحوم صاحب معالم از زبان اين دسته دو آيه از قرآن را دليل آورده : يكى اينكه :
« أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ »
« 1 » به اين بيان كه كلمهء يسجد يك بار ذكر شده و به دو نوع فاعل مختلف نسبت داده شده : يكى به غير انسانها از زمين و خورشيد و ستارگان و . . . و ديگرى به بسيارى از انسانها ، و واضح است كه سجدهء انسانها با ساير موجودات متفاوت است : در انسان به معناى نهادن پيشانى بر خاك است ولى در ساير موجودات به معناى تسليم و خشوع و خضوع تكوينى است . و هردو از « يسجد » اراده شده پس لفظ مشترك در هردو معنى استعمال شده است و آيهء ديگر اينكه :
« إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً .
« 2 »
»
به اين بيان كه كلمهء « يصلّون » يك لفظ است و به دو فاعل نسبت داده شده كه يكى خدا است و ديگرى فرشتگان ، و واضح است كه صلوة خدا به معناى مغفرت و صلوة ملائكه به معناى استغفار ( طلب مغفرت ) است و هردو اراده شده پس لفظ واحد در اكثر از معناى واحد استعمال شده است . « 3 »
خود مرحوم صاحب معالم از استدلال به دو آيه سه نوع جواب دادهاند و اين دو مورد را از بحث خارج دانستهاند و جواب اخيرشان آن است كه دو آيه از مواردى است كه قرينه وجود دارد ( اسناد فعل به دو فاعل مختلف قرينه است كه هركجا معنايى اراده شده ) و بحث ما در موارد تجرّد لفظ مشترك از هرنوع قرينه است و دليل شما با مدّعايتان سازگار نيست . « 4 »
مرحوم آية اللّه العظمى بروجردى هم در نهاية الاصول فرمودهاند : فرض اين است كه لفظ مشترك براى تمام معانى گوناگون حقيقت است و هيچكدام نياز به
هامش
( 1 ) . سورهء حج ، ص 18 .
( 2 ) . سورهء احزاب ، ص 56 .
( 3 ) . معالم الاصول ، ص 35 - 36 .
( 4 ) . همان ، صفحهء 36 .