صحيح و جايز است و مطلقا هم جايز است ) به نحو حقيقت است يا به نحو مجاز ؟
( اين بحث مخصوص لفظ مشترك و لفظ داراى معناى حقيقى و مجازى است و گرنه در دو معناى مجازى جايى ندارد ، در حقيقت و مجاز هم نسبت به معناى حقيقى مطرح است و گرنه نسبت به مجاز جا ندارد . ) سه قول وجود دارد :
1 - عدّهاى گفتهاند : اين استعمال مطلقا مجاز است ( لا بد طرفدار قيد وحدت مىباشند كه با استعمال در اكثر بايد الغاء شود و قهرا استعمال مجازى خواهد شد . )
2 - عدّهاى مثل صاحب معالم تفصيل دادهاند و در مفرد مجاز و در تثنيه و جمع حقيقت دانستهاند . كه تفصيل ايشان مفصّل ردّ شد .
3 - و حق آن است كه استعمال در اكثر بر نحو حقيقت است زيرا براى هركدام وضع شده و الان هم در هركدام جداگانه استعمال شده و استعمال لفظ در موضوع له ( چه يكى و چه صد تا ) حقيقت است نه مجاز .
مرحلهء ششم : بنابر جواز استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد ، اگر در موردى يقين كرديم كه متكلّم از لفظ مشترك هردو معنى را اراده كرده است ؛ به يقين اخذ مىكنيم و امتثال هردو لازم است . و اگر در موردى قاطع شديم كه از لفظ مشترك يك معنى اراده شده باز به يقين عمل مىكنيم و كلام را بر يكى از معانى حمل مىكنيم ، نهايت اگر آن يكى معيّن بود كه بحثى نيست و اگر قرينهء معيّنه نداشت و مجمل شد احكام اجمال نص و علم اجمالى پياده مىشود .
آنكه جاى بحث دارد اين است كه لفظ مشتركى به كار ببرد و هيچ قرينهاى بر ارادهء جميع يا ارادهء يكى از معانى نداشته باشيم ، آيا لفظ مشترك عند الاطلاق بر جميع معانى حمل مىشود و ظهور در جميع پيدا مىكند و در نتيجه امتثال همه لازم است ؟ يا حمل بر يكى از آنها مىشود نه بيشتر ؟ يا اجمال پيدا مىكند و ظهور در جميع يا بعض ندارد ؟ دو نظريّه در اين رابطه مطرح است :
1 - عدّهاى از قدما و متأخّرين گفتهاند : مشترك لفظى عند الاطلاق ظهور در
خارج اصول (فارسى) — صفحة 395
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٩٥