جداگانه وضع شده باشد ، مثل كلمهء عين كه قبلا مثال زديم . حال دربارهء اشتراك لفظى چند مطلب مطرح است :
الف : امكان و امتناع ذاتى : آيا اشتراك لفظى داراى امكان ذاتى است يا امتناع ذاتى ؟ يعنى آيا نظر به ذاتش از ممكنات است ؟ يا از محالات است يعنى اجتماع نقيضين يا ارتفاع نقيضين و مانند آن مىشود و ذاتا ممكن نيست ؟
در اين مرحلهء بحثى نيست و همگان متّفق القول شعارشان اين است كه اشتراك لفظى امكان ذاتى دارد و از محالات ذاتيّه نيست زيرا نه مستلزم دور است و نه تسلسل و نه اجتماع نقيضين و . . .
ب : امكان و امتناع و ضرورت وقوعى : آيا اشتراك لفظى در مرحله وقوع و تحقّق خارجى داراى امكان وقوعى است يا داراى امتناع وقوعى ؟ يعنى آيا از تحقّق آن محذور و تالى فاسدى پيش نمىآيد ؟ يا محذور دارد و بالعرض محال است ؟
( فى المثل خلاف حكمت است و از خداى حكيم صدورش محال است يا نقض غرض است و استحالهء وقوعى دارد ، يا ترجيح بلامرجّح و محال است و . . . ) و يا ضرورت وقوع دارد و بايد در نظام الفاظ و معانى مشتركات لفظيه داشته باشيم و نبودش محذور دارد ؟ خلاصه اينكه : جانب وجودش محذور دارد ؟ يا جانب عدمش ؟ يا هيچكدام محذور ندارد ؟ چهار نظريّه مطرح است :
1 - به عقيدهء مشهور اصوليان قديم و جديد ، اشتراك لفظى داراى امكان وقوعى است نه امتناع يا ضرورت وقوعى ، و عمده دليل مشهور بر امكان دو امر است :
امر اوّل : « ادلّ دليل على امكان شىء وقوعه » بهترين دليل بر امكان امرى ، وجود خارجى آن است يعنى اگر ديديم كه فلان امر در خارج محقّق شده است يقين مىكنيم كه از ممكنات و داراى امكان است و اگر ممكن نبود هرگز موجود نمىشد .
و در مقام سوّم بعدا ثابت خواهيم كرد كه در لغت عربى و فارسى و غيره مشترك لفظى فراوان داريم ، با اين فرض اصل امكان وقوعى جاى كمترين ترديد نخواهد
خارج اصول (فارسى) — صفحة 346
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٤٦