زمينهاى فراهم نبود پس شناخت حقيقت اين مقدار ثمره دارد كه زمينهساز اجراى اصالة الحقيقه است .
به نظر مىرسد نزاع لفظى است زيرا اين مقدار را كسى منكر نيست كه وقتى حقيقت معلوم شد در موارد شك در ارادهء حقيقت بنا را بر ارادهء آن مىگذاريم و به احتمال مجاز اعتنا نمىكنيم و دعوا در اين است كه بحث از علايم حقيقت و مجاز مستقيما ثمره عملى اصول يا فقهى داشته باشد و چنين نيست . آنگاه آنان كه مىگويند : اين بحث ثمره ندارد منظورشان ثمرهء مستقيم و بلاواسطه است و آنان كه مىگويند : ثمره دارد منظورشان ثمرهء عملى غيرمستقيم است پس نزاع لفظى است ولى بههرحال بحثهاى اصولى برخى صغراى استنباط را درست مىكنند و برخى كبراى قياس استنباط را ، از اينرو بحث از علايم حقيقت و مجاز هم بجا است .
خارج اصول (فارسى) — صفحة 311
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣١١