ذات نيز از نوع حمل اوّلى ذاتى است . « 1 »
3 - و گاهى اتحاد دو چيز نه در مفهوم لغوى و عرفى است و نه در ماهيّت و اجناس و فصول است ، تنها اتحاد در مصداق خارجى دارند و نامش حمل شايع صناعى است كه خود دو شعبه دارد :
الف : گاهى موضوع فردى از افراد محمول است و رابطهء طبيعى و فرد ميانشان حاكم است مثل « زيد انسان » ، « هذا كتاب » و . . . و در خارج طبيعى به عين وجود فرد موجود است .
ب : و گاهى هريك از موضوع و محمول كلى است و بر افرادى تصادق دارند و اين خود چهار نوع است :
الف : دو كلّى متساوى باشند يعنى در خارج بر تمام افراد اين كلّى آن كلّى ديگر هم صادق است مثل انسان و ضاحك ، انسان و متعجّب و . . .
ب : موضوع كلّى اخص از محمول است مثل كل انسان ماش و . . .
ج : محمول اخص از موضوع است مثل بعض الحيوان كاتب
د : ميان آن دو از نسب اربع عموم و خصوص من وجه است مثل انسان و ابيض .
و خود اتحاد مصداق گاهى از نوع اتحاد صدورى است و گاهى حلولى و گاهى اعتبارى و گاهى انتزاعى و . . . كه فعلا به اين جهات كارى نداريم .
با حفط اين مقدّمه مىگوئيم : يكى از راههاى تشخيص حقيقت از مجاز آن است كه معناى مشكوك را موضوع قرار دهيم و لفظى را كه شك در وضعش براى معنى داريم با معناى اجمالى و ارتكازىاش محمول قرار دهيم سپس امتحان كنيم و ببينيم آيا وجدانا حمل لفظ بر معناى مزبور صحيح است يا نه ؟ اگر ديديم كه حمل مذكور صحيح و سلب غلط است آن هم به نوع حمل اوّلى صحيح است حتما علامت آن است كه لفظ براى همين معنى وضع شده و اطلاق لفظ بر آن معنى
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمة ص 78 .