ب : صحت حمل يا عدم صحت سلب :
دوّمين علامت از علامات حقيقت و مجاز ، علامت صحت حمل و عدم صحت حمل يا عدم صحت سلب و صحت سلب است ، مىگويند : صحت حمل علامت حقيقت بودن است و عدم صحت حمل نشانهء مجاز بودن و به ديگر سخن :
عدم صحت سلب نشانهء حقيقت و صحت سلب علامت مجازيّت است .
قبل از هرگونه توصيحى مقدّمهاى را مطرح مىكنيم : در هرحملى ميان موضوع و محمول جهت اتّحادى و جهت اختلافى لازم است يعنى دو طرف قضيّه بايد از جهت يا جهاتى اتّحاد و يگانگى داشته باشند و از جهتى هم مغايرت داشته باشند تا حمل و قضيّه صحيح باشد .
امّا جهت اتّحادى لازم است به دليل اينكه اگر دو چيز صددرصد با يكديگر مباين باشند و از هيچ جهتى اتّحاد نداشته باشند حمل آن دو بر يكديگر از نوع حمل مباين بر مباين مىشود كه قطعا صحيح نيست مثلا نمىتوان گفت : زيد بكر است ، انسان اسب است ، آسمان ريسمان است و . . .
و امّا جهت مغايرتى لازم است به اين دليل كه اگر محمول صددرصد و عين موضوع باشد و هيچ تعدّد و اثنينيّت و مغايرتى نداشته باشند از قبيل حمل شيئى بر خودش مىشود كه باز حمل ناصحيح است زيرا اوّلا لازم مىآيد كلّيهء قضايا در عالم قضيّهء ضرورى باشند چون ثبوت شيئى براى خودش ضرورى و سلب شيئى از خودش محال است ، و اين لازم قابلالتزام نيست و ثانيا حمل مذكور مفيد فايده نخواهد بود و عبث است . حال كه جهت اتحادى و جهت مغايرتى لازم است مىگوئيم : هريك از جهت اتحاد و تغاير سهگونه مىتواند باشد .
1 - گاهى اتّحاد دو چيز با يكديگر مفهومى است كه بالاترين نوع اتّحاد است و هرگاه اتحاد مفهومى باشد اتّحاد ماهوى نيز خواهد بود و اتّحاد مصداقى و در