معدن و . . . كه موضوعات احكامند معانى ديگرى داشتند و كمكم از آن معانى نقل داده شدهاند و آنها مهجور و متروك و نسيا منسيّا شدهاند و معناى جديدى پيدا شده است : پس با تبادر در اين زمان تكليف كلمات و اصطلاحات صدها و هزاران سال قبل چگونه روشن شود ؟
اينجا است كه مرحوم آقاى خوئى به استصحاب قهقرى متوسّل شده و فرمودهاند : حكم زمان حاضر را به گذشتهها مىكشانيم و مىگوئيم : همانگونه كه فعلا نزد عربها اين معنى متبادر است انشاء اللّه در زمان پيامبر و امامان عليه السّلام نيز همين معنى متبادر بوده است . ( در استصحاب مصطلح ، يقين سابق و شك لاحق داريم و حكم زمان گذشته را به آينده سرايت مىدهيم ولى در اين استصحاب يقين لاحق و متأخر است و شك سابق و متقدم است و حكم زمان حال را به گذشتهها مىكشانيم . ) و بدين وسيلهء مشكل فقيه و اصولى حلّ مىشود ،
سپس فرموده : استصحاب قهقرى در خصوص ما نحن فيه ( تبادر و فهم معانى واژهها ) معتبر است زيرا مدرك و پشتوانهاش بناء قطعى عقلاء است كه در اين گونه موارد بنا را بر عدم نقل مىگذارند و به احتمال نقل و مانند آن اعتنا نمىكنند « 1 »
و مرحوم آقا ضياء از راه اصالة عدم النقل يا اصالة تشابه الازمان پيش آمدهاند كه مستقيما اصل عقلائى است و مستندش بناء عقلاء است يا خود بناء عقلا است كه از آن به اين نام ياد شده است « 2 »
و مرحوم آيت اللّه شهيد حاج آقا مصطفى از راه اصالة اتّحاد العرفين پيش آمدهاند كه انشاء اللّه عرف معاصر با عرف قديم يكى است و تغيير و تحولّى پديد نيامده است « 3 »
و شيوهء مرحوم آقا ضياء بلا اشكال است زيرا استصحاب تنها يك اصل عملى
هامش
( 1 ) . محاضرات ج 1 ص 115 .
( 2 ) . نهاية الافكار ج 1 ص 67 .
( 3 ) . تحريرات فى الاصول ج 1 ص 168 .