عنوان « اصول لفظيّهء عقلائيّه » بر مباحث مقدّمات باب الفاظ افزودهاند « 1 » كه نيازى به طرح جداگانه نيست و در جاى خود مبسوطا اين اصول مطرح مىشود .
4 - مراد متكلّم را مىدانيم كه از كلمهء اسد رجل شجاع يا حيوان مفترس را اراده كرده ولى در اصل وضع شك داريم و نمىدانيم كه لفظ اسد براى كدام معنى وضع شده ؟ در كداميك استعمالش حقيقى و در كدام مجاز است ؟ اينجا است كه از سوى دانشمندان بزرگ علائمى به منظور بازشناسى حقيقت از مجاز عرضه شده است و تا حدود بيست علامت در پارهاى از كتب مطوّله عنوان شده است ؟ « 2 » از قبيل :
1 - تنصيص اهل لغت : انسان از اهل لغت بشنود كه لفظ اسد در عربى براى حيوان مفترس وضع شده است . قبول اين علامت در گرو قبول حجيّت قول لغوى است كه در جاى خود مورد بحث قرار مىگيرد .
2 - نصّ خود واضع : واضع لفظ ، خودش به انسان بگويد كه نام فرزندش را چه گذاشته ، براى مصنوع و مخترع خويش چه نامى اختيار كرده و . . . كه يقين مىآورد و جاى بحث باقى نمىگذارد .
3 - نقل متواتر : ديگران در حدّ تواتر از قول واضع براى ما نقل كنند . اين نيز يقينآور است .
4 - خود ما واضع باشيم كه باز يقين داريم به معناى لفظ .
5 - استقراء تام و كامل : موارد استعمال اهل لغت را تتبّع كرده و صددرصد آنها را در فلان معنى بيابيم . و هكذا علائمى از قبيل تبادر ، اطراد ، صحّت حمل و صحت سلب و . . . كه به تفصيل خواهد آمد . و برخى از بزرگان تا حدود دوازده علامت را پذيرفتهاند « 3 » ولى از ميان مجموع آنها سه علامت در درجهء اوّل از اهميّت ( از نظر بحث ) قرار دارند كه ما به پيروى از مرحوم صاحب كفايه و متأخران همين سه
هامش
( 1 ) . اصول فقه ج 1 و 2 ص 28 - 31 .
( 2 ) . هداية المسترشدين ص 41 - 51 .
( 3 ) . آدرس قبلى .