تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
آرى مبالغه هست به درجه‌اى كه ادّعا شده كه زيد همان حاتم است ، يا زيد اسد است و . . . ولى در مجاز در كلمه آيا همه‌جا مبالغه هست ؟ در اطلاق سبب بر مسبّب يا بالعكس آيا مبالغه است ؟ در اطلاق حالّ بر محل و بالعكس آيا مبالغه است ؟ آنجا كه گاهى اصلا اطلاق صحيح نيست مثل اطلاق زيد بر مركب سوارى كه دائما يا غالبا سوار است يا اطلاق مركب بر زيد كه قابل‌قبول نيست و . . . پس كليّت ندارد . و امّا مسأله ارادهء جدّى و استعمالى : اوّلا ارادهء استعمالى و ارادهء جدّى در مواردى است كه نخست كلامى را بگويد و از ظاهرش مطلبى را اراده كند سپس كلام ديگرى بگويد و مراد واقعى را بيان كند و لذا در باب عام و مخصّص منفصل سخن از مراد استعمالى و جدى مطرح است و گرنه در عام و مخصّص متصل اصلا سخن به صورت جدا نيست و اصلا نامش را مخصّص نمىگذارند و از باب ضيّق فم الركيّه است و ما نحن فيه از اين قبيل است و در كلام واحد سخن از دو مراد در طول هم نيست تا يكى معبر براى ديگرى باشد و وجدانا هم از زيد اسد دو مراد به ذهن نمىآيد . و ثانيا همه‌جا كه مراد جدّى در كار نيست مثلا در كلام هزل كه به شوخى يا در حال تمسخر به فرد جبان اطلاق اسد مىشود مجاز هست ولى مراد جدّى هم ندارد تا مراد استعمالى معبرى براى مراد جدّى قرار بگيرد . پس اين سخن نيز كليّت ندارد . و مرحوم شهيد صدر بر همين اساس مسلك مشهور را برگزيده و مىفرمايد : « الصحيح ما عليه المشهور » كه اصل تجوّز را مربوط به مدلول استعمالى و مرحلهء لفظ مىدانند . « 1 » و امّا مسأله بازى با معانى بودن : اين نيز كليّت ندارد و در مثل استعاره و كليّهء مواردى كه سخن از مبالغه است قابل‌قبول است ولى همه‌جا قابل‌قبول نيست و در مواردى به اندك مناسبتى لفظى را در معناى ديگر به كار مىبريم و تنها بازى با لفظ
هامش
( 1 ) . بحوث فى علم الاصول ج 1 ص 119 - 120 .