لفظ را در عموم استعمال مىكند و مراد واقعى نيز همين است ولى گاهى مراد جدّى غير از مراد استعمالى است فى المثل « اكرم العلماء » گفته و ظهور در عموم دارد و مستعمل فيه عام است ولى بعدا مخصّصى مىآورد و مىگويد : « لا تكرم فسّاق العلماء » و كشف مىكند از اينكه مراد واقعى اكرام همهء علماء نبوده بلكه اكرام خصوص عالم عادل بوده است . حال مجاز از اين باب است يعنى متكلم كه مىگويد « زيد اسد يا جئنى باسد » و مرادش زيد است يك مراد استعمالى دارد كه اسد را در معناى خودش به كار برده ولى يك مراد جدى هم دارد كه مراد استعمالى را معبر و پل قرار داده تا به آن برسد و آن رجل شجاع است و مجاز را كه مجاز گويند براى اين است كه محلّ جواز و عبور است و متكلّم از آن عبور كرده و به فرد ديگر رسيده است . اين نكته در كلام مرحوم آقاى بروجردى آمده . « 1 »
ج : مجاز كه بازى با الفاظ نيست تا لفظى را از روى معنايى برداريم و به روى معناى ديگر بگذاريم ( مثل كلاهى كه از سرى به سر ديگر منتقل مىشود . ) بلكه مجاز بازى با معانى است يعنى معنايى را به جاى معناى ديگر گذاشتن است و ادّعاى اين است كه معناى حيوان مفترس در رجل شجاع متجلّى شده و گويا اين آن است سپس لفظ اسد به همان معناى واقعى بر زيد اطلاق شده است پس مجازى ارتكاب نشدهايم . اين نكته در كلام مرحوم امام مطرح شده است « 2 »
و علاوه بر آن مرحوم امام به پيروى از استادشان مرحوم آقا شيخ محمد رضا اصفهانى به پارهاى از آيات و ابيات عربى و غيره استناد كردهاند كه در ادامه خواهد آمد ولى قبل از آن ، در سه نكته مزبور كه محور كلام در اين نظريّه است مناقشاتى وجود دارد :
امّا مسأله مبالغه : اصل وجود مبالغه را در كلام قبول داريم و بابى است مخصوص و احكامى هم دارد ولى آيا همهء مجازات از اين قبيل است ؟ در استعاره
هامش
( 1 ) . نهاية الاصول ج 1 ص 29 .
( 2 ) . جواهر الاصول ج 1 ص 173 .