مرحوم آقاى بروجردى « 1 » و مرحوم امام راحل « 2 » و مرحوم آقاى خوئى « 3 » طرفدار اين مطلب شدهاند كه اصولا مجازات استعمال لفظ در غير موضوعله نيست بلكه در مطلق مجازات استعمال لفظ در موضوعله است و معتقدند كه ملاحت و لطافت كلام در اين است كه استعمالات مجازى از باب استعمال لفظ در موضوعله باشد ، منتهى در مجموع سه نكته از كلمات بزرگان مزبور استفاده مىشود كه نخست آنها را ذكر مىكنيم :
الف : ادّعاى اينكه زيد اسد است سپس استعمال اسد و اطلاق اسد بر آن با مقام مبالغه در كلام دمساز است و مقتضاى حال ايجاب مىكند كه چنين بگوئيم و وجدانا « زيد قمر » با « زيد حسن الوجه » فرق دارد و در اوّلى لطافت و بلاغتى هست كه در دوّمى نيست و نيز « زيد شجاع » با « زيد اسد » فرق دارد و . . . روى اين اصل متناسب با مقام مبالغه همان است كه نخست ادّعا كنيم كه اين آن است سپس استعمال و اطلاق كنيم و در مباحث فقهى هم مطرح شده كه مبالغه از افراد كذب نيست و هركجا مقتضاى حال ايجاب كند منعى از مبالغه نيست .
و از قضا مرحوم آخوند در رابطه با مركّباتى كه با لاء نفى جنس آغاز مىشوند مثل « لا صلوة لجار المسجد الّا فى المسجد ، » « لا علم الّا بالعمل و . . . » همين مطلب را دارند كه لاء در نفى جنس استعمال شده نه نفى صحت يا كمال كه وصفى از اوصاف است ، ولى استعمالش در نفى طبيعت پس از ادّعاى اين مطلب است كه علم بدون عمل گويا علم نيست و نخست وجودش را كالعدم فرض نموده سپس لا علم - لا صلوة . . . گفته شده است . اين نكته در كلام مرحوم آقاى خوئى ذكر شده است . « 4 »
ب : در مباحث عام و خاص خواندهايم كه يك ارادهء استعمالى داريم و يك ارادهء جدّى و در موارد زيادى هردو يكى هستند مثلا مىگويد : « اكرم كل عالم » و
هامش
( 1 ) . نهاية الاصول ص 28 - 31 .
( 2 ) . جواهر الاصول ص 171 - 181 .
( 3 ) . محاضرات ج 1 ص 92 - 93 .
( 4 ) . آدرس قبلى .