مثال زيد اسد كه در شجاعت شباهت به اسد دارد يا زيد حاتم كه در جود و سخاوت شبيه حاتم است و . . . و يا مجاز مرسل است كه علاقهء آن يكى ديگر از انواع علائق ديگر است از قبيل كل و جزء ، جزء و كل ، سبب و مسبب ، مسبب و سبب ، حال و محل ، محل و حال ، اول و مشارفت و . . . و اين نكته به تفصيل در علم بيان بازگو شده است .
با اين دو نكته مىگوئيم : در رابطه با اينكه مجاز استعمال لفظ در غير موضوع است يا نه ؟ سه نظريّه وجود دارد :
1 - مشهور دانشمندان ادبيّات عرب و علم اصول « 1 » برآنند كه مطلق مجازات لفظى و لغوى ( چه مجاز در كلمه چه مجاز در حذف ، چه استعاره يا مجاز مرسل ، چه در مفرد و يا مركب ) از باب استعمال لفظ در غير موضوعله است و اصلا مجاز را كه تعريف مىكنند مىگويند : استعمال لفظ در غير موضوعله ولى مناسب با موضوعله است .
2 - سكاكى در مفتاح العلوم « 2 » مىگويد : مجاز مرسل از باب استعمال لفظ در غير موضوعله است ولى استعاره از اين باب نيست ، ما در استعاره در لفظ تصرّفى نمىكنيم و آن را به معناى لفظ ديگر به كار نمىبريم بلكه در يك امر عقلى تصرّف مىكنيم بدينصورت كه نخست در عالم فرض و ادّعا و تنزيل ، ادّعا مىكنيم كه زيد از افراد اسد به معناى حيوان مفترس است ( البته نه فرد حقيقى كه داراى خصايص اسد واقعى باشد يعنى درنده باشد ، روى چهارپا راه رود ، دم داشته باشد و . . . بلكه فرد ادّعائى و تنزيلى ) سپس به همان منوال كه واژهء اسد را بر مصاديق واقعى آن اطلاق مىكنيم به همان نحو بر اين مصداق ادعائى نيز اطلاق مىكنيم .
در نتيجه اصل استعمال مجاز نيست بلكه قبل از آن در ذهن و عقل خودمان يك بناگذارى صورت گرفته و بنا را بر اين گذاشتهايم كه زيد از افراد اسد باشد سپس
هامش
( 1 ) . مطول ص 278 ، قوانين الاصول ج 1 ص 13 .
( 2 ) . مفتاح العلوم ص 156 - 158 .