2 - اقسام استعمال :
بحث دوّم در باب استعمال ، پيرامون سه مطلب است .
1 - تقسيم استعمال به حقيقت و مجاز و غلط .
2 - آيا اصولا مجاز لغوى و استعمال مجازى داريم يا كلّيهء استعمالهاى صحيح ، حقيقى است ؟
3 - بر فرض كه استعمال مجازى هم داشته باشيم ، آيا صحّت استعمال مجازى بالوضع است يا بالطبع ؟
امّا مطلب اوّل : بهطور كلّى استعمال لفظى در معنايى از سه حال خارج نيست :
1 - يا حقيقت است كه استعمال لفظ در معناى موضوعله است يعنى براى همان معنايى كه روز اوّل وضع شده در همان معنا هم استعمال شده است مثل استعمال اسد در حيوان مفترس يا استعمال انسان در حيوان ناطق و . . . و نامش را حقيقت گويند چون حقّ استعمال همين است و استعمال لفظ در اين معنا به جا و به حق است .
2 - و يا مجاز است كه استعمال لفظ در معناى غير موضوعله است امّا غيرى كه با معناى موضوعله مناسبت و ارتباط داشته باشد ، آن هم ارتباطى وثيق و محكم و در يك ويژگى بارز شباهت داشته باشد بگونهاى كه گويا اين معناى مجازى همان معناى حقيقى يا مصداقى از مصاديق آن است .
بنابراين اگر اصلا مناسبتى نباشد استعمال مجازى نيست مثل ماست و دروازه ، آسمان و ريسمان و . . . و اگر مناسبتى ضعيف و كمرنگ باشد باز استعمال صحيح نيست .
فى المثل خيلى حيوانات با شير در چهار پا بودن شباهت دارند ولى نمىتوانيم مجازا اسد را در گوسفند استعمال كنيم : يا انسانهاى دهانگنده در اين جهت شبيه