تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
شيرند يا آنان كه دهانشان بدبوى است شبيه شيرند و . . . ولى هيچ‌كدام از اينها مجوّز استعمال نيست تنها شباهت در شجاعت مجوّز است و اسد را مىتوانيم مجازا در رجل شجاع به كار بريم نه در چيز ديگر و . . . يا مثلا لقمان حكيم بدقيافه بود ، فقير بود ، بىكس‌وكار بوده . . . حال به صرف اينكه كسى در اين جهات با او شباهت دارد كه مجوّز نمىشود تا او را لقمان حكيم بناميم بلكه بايد در حكمت و پند و اندرز و سخنان حكيمانه مثل لقمان باشد . 3 - يا غلط است كه استعمال لفظ در معناى غير موضوع‌له و غير مناسب است مثلا اسد را در ديوار به كار ببريم كه ميان آنها هيچ ارتباطى و نسبتى وجود ندارد و استعمال غلط از بحث ما خارج است . و امّا مطلب دوّم : آيا مجاز استعمال لفظ در غير موضوع‌له است ؟ يا آن هم مثل حقيقت استعمال لفظ در موضوع‌له است و از نظر لغت و استعمال فرقى نيست و تفاوت در تصرّفات عقليّه است ؟ دو نكته از باب مقدّمه : 1 - مجاز گاهى لفظى و لغوى است كه از نظر مشهور يا مجاز در كلمه است يعنى كلمه‌اى به معناى كلمهء ديگر استعمال شده مثل كلمهء اسد در رجل شجاع ، كلمهء مصدر به معناى اسم فاعل يا اسم مفعول و . . . و يا مجاز در حذف است يعنى مضاف از كلام حذف شده مثل و اسأل القرية كه در اصل و اسأل اهل القريه بوده است . و گاهى مجاز عقلى يا مجاز در اسناد است كه عبارتست از اسناد الشيئى الى غير ما هو له و گرنه در كلمات مجازى ارتكاب نشده ، مثل انبت الربيع البقل » كه هر يك از كلمات انبات ، ربيع و بقل به معناى حقيقى خود هستند ولى به جاى اسناد انبات به خداوند كه فاعل حقيقى و مؤثر است به فصل بهار كه نقش اعدادى دارد منتسب شده است . اين نكته مبسوطا در علم معانى مطرح شده است . 2 - مجاز از نظر نوع علاقه و قرينه و مناسبتى كه در آن رعايت مىشود ، يا استعاره است كه به علاقهء مشابهت استعمال شده است مثل اسد در رجل شجاع در
خارج اصول (فارسى) — صفحة 261 | على محمدى خراسانى