دوّم را ضميمه كنيم و موارد استعمال فعل را در غير زمانيّات شاهد قرار دهيم و . . . و گرنه سخن مذكور صرف ادّعا خواهد بود و جا دارد كه دانشمند نحوى بگويد : به عقيدهء ما از هيئت فعل ماضى و مضارع نسبت مادّه به سوى فاعل در زمان خاص متبادر است و در كلام مستدل اين مطلب ابطال نشد .
دليل چهارم : ما افعال فراوانى داريم كه از ديدگاه نحويان فعل ماضى يا مضارع هستند ولى بر زمان دلالت ندارند . از جمله افعال مقاربه ( كاد ، كرب و . . . ) است كه ماضى هستند ولى بر زمان گذشته دلالت ندارند و لذا در خبر آنها معمولا فعل مضارع به كار مىرود . و از جمله افعال مدح و ذم مثل نعم و بئس و حبّذا كه فعل ماضى هستند ولى بر انشاء مدح و ذم دلالت دارند نه بر زمان گذشته ، و از جمله افعال استثناء مثل حاشا و خلا و عدا و . . . كه بر اصل استثناء دلالت دارند نه بر زمان و از جمله افعال تعجّب ( ما احسن زيدا ) كه بر انشاء تعجب دلالت دارد و از جمله برخى از افعال ناقصه مثل ليس و . . . و از جمله صيغ عقود و ايقاعات ،
آنگاه تمام اينها را بر مجازيّت و تجريد از زمان و الغاء خصوصيت حمل كردن آسان نيست و عرف هم فرقى ميان موارد استعمال نمىبيند در نتيجه حق اين است كه زمان ماضى يا مستقبل يا حال در معناى موضوعله فعل ماضى و مضارع دخالتى ندارد و فعل براى اصل نسبت مادّه به سوى فاعل وضع شده است و احيانا در مواردى هم اگر زمان مطرح مىشود لازم عقلى معناى فعل است كه نحويان لازم المعنى را به جاى خود معنى گرفتهاند و از اين قبيل خلطها در كلمات فراوان است .
در پايان مرحوم آخوند در كفايه دو مؤيّد هم براى مختار اصوليان آوردهاند كه پس از ذكر چهار دليل مذكور ، نيازى به طرح اين مؤيّدات نيست .
و امّا بحث چهارم يا فرق فعل ماضى و مضارع : گاهى از نظر لفظى و قواعد نحوى به فرق آن دو مىانديشيم ، از اين زوايه تفاوت روشن است زيرا هم هيئت ماضى با مضارع ( ضرب با يضرب ، ضربت با اضرب و . . . ) متفاوت است و هم عمده
خارج اصول (فارسى) — صفحة 225
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٢٥