هيئت فعل ماضى و مضارع :
دربارهء وضع هيئت افعال ( ماضى و مضارع فعلا مورد بحث ما است و راجعبه هيئت امر و نهى در مباحث اوامر و نواهى بحث خواهد شد ) شش بحث مطرح است :
1 - مفاد فعل ماضى و مضارع از نظر استقلال و نسبيّت .
2 - بر فرض نسبيّت آيا مفاد آنها نسبت تامّه است يا ناقصه ؟
3 - آيا افعال به دلالت وضعيّه بر زمان دلالت مىكنند ؟
4 - فرق فعل ماضى و مضارع چيست ؟
5 - وضع افعال از اقسام اربعهء وضع از كدام قسم است ؟
6 - از نظر لفظ موضوع آيا افعال داراى وضع نوعى هستند يا شخصى ؟
امّا بحث اوّل : آيا افعال بر معانى اسمى و استقلالى دلالت دارند و مفادشان بگونهاى است كه مستقلا قابلتصوّر است و طرف نسبت واقع مىشود ؟ يا بر معانى آلى و غيرمستقل يعنى بر نسبتها دلالت دارند ؟ از تعاريف دانشمندان نحوى احتمال اوّل مستفاد مىشود زيرا در تعريف فعل گفتهاند :
« الفعل كلمهء تدلّ على معنى " فى نفسه . . . » « 1 » و قيد فى نفسه يعنى استقلالى بودن را آوردهاند در براى حرف كه بر معناى فى غيره و غيرمستقل دلالت مىكند . شايد عمده دليل نحوىها اين باشد كه افعال طرف نسبت واقع مىشوند و ركن كلام هستند و مسند واقع مىشوند و بر مسند اليه حمل يا اسناد داده مىشود و لذا داراى معناى مستقلّ هستند .
ولى در مقابل مشهور عالمان اصولى متأخّر برآنند كه افعال بر نسبتها دلالت مىكنند ( مثلا ضرب بر نسبت صدوريّه ، قام بر نسبت حلوليّه ، علم بر نسبت اتصافيّه
هامش
( 1 ) . شرح كافيه ج 2 ص 223 و . . .