وضع هيئات
مشهور براى قسم سوّم از اقسام وضع ( وضع عام و موضوعله خاص ) دو مثال آوردهاند كه يكى عبارت شد از وضع حروف و ملحقات آنها ( اسماء اشاره ، ضمائر و . . . ) و ديگرى عبارتست از وضع هيئات مشتقّات كه فعلا مورد بحث است :
بهطور كلّى حروف از لحاظ مادّه و هيئت داراى يك معنى هستند و چنين نيست كه مادّه آنها ( م . ن ) جداگانه و هيئت آنها ( من ) عليحده داراى وضع باشند بلكه همه با هم براى نسبت ابتدائيّه وضع شدهاند و هكذا حرف « فى » و « على » و « الى » و . . . بلكه همه با هم براى نسبت ابتدائيّه وضع شدهاند و هكذا حرف « فى » و « على » و « الى » و . . .
اسماء و افعال جامد هم كه اصالة جامد هستند يا بالعرض از معناى اشتقاقى عدول كردهاند و اسم شدهاند ( مثل حسن ، كريم ، يزيد ، زيد ، تغلب و . . . ) عموما دارى معناى واحدى هستند و به مادّه و هيئتشان براى معناى خاصّى وضع شدهاند و اسماء اعلام از اين قبيل است ، اسماء اجناس و امكنه از اين قبيل هستند و هكذا افعالى از قبيل عسى ، نعم ، بئس ، ينبغى و . . . اين گونه هستند .
ولى كلام در اسماء و افعال مشتقّ است كه مادّهء آنها داراى وضع و معناى جداگانه است و هيئات آنها نيز وضع عليحدهاى دارند ، امّا موادّ آنها مربوط به كتب لغت است كه براى هرمادّهاى چه معنايى را قرار بدهند و در علم صرف و نحو و بلاغت و اصول و غيره از آنها بحث نمىشود و امّا هيئات مشتقّات مبسوطا در ادبيّات عرب مورد بحث واقع مىشود و اجمالا در علم اصول هم از باب مقدّمهء ذكر مىشود و اين بحث را در سه محور قرار مىدهيم :
1 - هيئات مفردات از قبيل : مصدر ، فعل ماضى ، اسم فاعل و . . .
2 - هيئات مركّبات ناقصه از قبيل : مضاف و مضاف اليه ، صفت و موصوف و . . .