مىكند « 1 » و معناى ديگرى براى هيئت نگفتهاند ولى در عينحال در كلام اصوليّون سه راه براى وضع هيئت مصدر پيشنهاد شده است .
1 - مشهور گفتهاند هيئت مصادر براى نسبت حدث به ذات مبهم ( ذاتى از ذوات ، زيد باشد يا خالد و . . . ) وضع شده است ضمنا نسبت ناقص است نه تام كه سكوت بر آن روا باشد . بر اين فرضيّه اشكالهايى وارد شده كه نوعا قابلجواب مىباشند و آنها عبارتند از :
الف : ميرزاى نائينى فرموده : طبق اين نظر هيئت مصدر با حروف در معناى نسبت شباهت دارند و همانطور كه حروف دالّ بر نسبت بود مصادر نيز چنيناند ، بنابراين بايد مصادر مبنى باشند در حالى كه بلا اشكال از معرباتند پس نتوان گفت معناى هيئت مصدر ، نسبت كذائى است « 2 »
از اين اشكال دو پاسخ مىتوان داد :
پاسخ نقضى ، هيئت اسم فاعل و غيره نيز على المشهور دالّ بر نسبت است پس بايد اينها نيز مبنى باشند در حالى كه نه ميرزا و نه ديگران اين مطلب را قبول ندارند و اسم فاعل و غيره به اتفاق كلمه از معربات است .
پاسخ حلّى : ملاك مبنى بودن ، شباهت هيئت به حروف نيست بلكه ملاك اين است كه اسماء يا افعال از لحاظ مادّه و هيئت شبيه حروف باشند مثل اسم اشاره ، ضمير ، موصولات و . . . ، و هيئت مصدر از لحاظ مادّه هيئت شبيه حروف نيست بلكه مادّهء آن داراى معناى اسمى و استقلالى است نه نسبى .
ب : بىترديد « ضرب زيد » صحيح است آنگاه اگر مصدر براى نسبت حدث به ذات مبهم وضع شده باشد لازم مىآيد در مثال مزبور دو نسبت متنافيان باشند يكى نسبت حدث به ذات مبهم كه از هيئت مصدر مستفاد است و ديگرى نسبت حدث به ذات معيّن ( زيد ) كه از هيئت اضافه مصدر به زيد فهميده مىشود و اجتماع چنين
هامش
( 1 ) . سيوطى اوّل باب مفاعيل و اوّل باب تصريف .
( 2 ) . اجود التقريرات ج 1 ص 63 .