2 - مصاديق خارجى يا جزئى حقيقى خارجى و آن اشارهاى است كه مجرّد التفات نفس در آن كفايت نمىكند بلكه علاوه بر آن محتاج به استعمال آلات و ابزار خارجى است يعنى بايد با دست يا سر يا چشم يا عصا و . . . به سوى آن اشاره شود و مجرّد تلفّظ به لفظى از الفاظ هم كفايت نمىكند فى المثل اگر انسان هزار مرتبه لفظ هذا را بگويد اشارهء خارجى محقّق نمىشود . تنها در فرض استفاده از دست و سر و . . . اشاره موجود مىشود . با اين مقدّمه پيرامون اشاره در سه مقام بحث مىكنيم .
مقام اوّل را با نكتهاى بيان مىكنيم : اركان اشاره چهار امر است :
1 - شخص مشير : كسى كه با لفظ هذا و با حركات دست و سر و . . . به سوى چيزى اشاره مىكند .
2 - شيئى يا شخص مشار اليه : كسى يا چيزى كه تير اشاره به سوى او نشانه مىرود .
3 - خود اشاره : امتداد موهوم و خيالى كه ميان شخص مشير و شيئى مشار اليه وسط واقع شده است .
4 - آلت اشاره : وسيلهاى كه به سبب آن به سوى كسى يا چيزى اشاره مىشود از دست و سر و چشم و ابرو و . . . با حفظ اين نكته بحثى است در اينكه اسماء اشاره براى چه چيزى وضع شدهاند ؟ آيا براى مشار اليه ؟ يا براى نفس اشاره ؟ دو نظريّه در اين مقام وجود دارد :
1 - مشهور دانشمندان نحو معتقدند كه اسماء اشاره براى مشار اليه وضع شده مثلا هذا براى مفرد مذكّر ، هذه براى مفرد مؤنّث ، هؤلاء براى جمع مذكّر و . . . وضع شده است و مرحوم آخوند در كفايه طرفدار همين معنى است و مىفرمايد : واضع مفرد مذكر را لحاظ كرده و كلمهء هذا را براى همان وضع كرده است . « 1 »
2 - عدّهاى از محقّقان از قبيل مرحوم آقاى بروجردى در نهاية « 2 » و مرحوم امام در
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ج 1 ص 16 .
( 2 ) . نهاية الاصول ج 1 ص 25 - 26 .