تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
وجود شيئى انتزاع مىشوند و قسيم ماهيّت هستند مثل مفهوم كلّى موجود و عالم و كاتب و حىّ و مريد و . . . و يكى از آنها جوامع ماهوى است ولى عالم وضع و الفاظ و معانى به مراتب وسيع‌تر از عالم حقايق و ماهيّات است و اختصاص به اينها ندارد و لذا هرچيزى جامعى متناسب با خود دارد پس تصوير جامع اعتبارى يا انتزاعى ميان نسبتهاى خاصه ممكن است ( مثل عنوان كلّى نسبت ابتدائى يا نسبت ظرفى و . . . ) و لفظ من يا فى و . . . نيز براى همان جامع انتزاعى وضع شده است و محذورى هم ندارد چون عالم وضع با عالم استعمال فرق دارد و واضع در مقام وضع نظر استقلالى به لفظ و معنى مىافكند و با اين ديد لفظ را براى معنى قرار مىدهد . پس وضع عام و موضوع‌له عام در باب حروف ممكن است و ضرورتى ندارد كه موضوع‌له خاص باشد و بسيارى از كسانى كه حروف را براى نسبتها مىدانند ( از قبيل مرحوم بجنوردى در منتهى الاصول « 1 » ) و مرحوم آقا ضياء در نهاية الافكار « 2 » و مرحوم ميرزاى نائينى در فوائد الاصول « 3 » ) و حتى بعضا براى حروف معناى ايجادى قائل هستند در اين بحث طرفدارى وضع عام و موضوع‌له عام مىباشند . مخصوصا ما كه چاره‌اى جز اين نداريم زيرا قبلا در بررسى امكان و امتناع اقسام وضع ، قسم سوم و چهارم را محال دانستيم . 5 - وضع خاص و موضوع‌له عام : واضع در هنگام وضع حروف يك معناى خاص را در نظر بگيرد . و لفظ را براى خود آن قرار ندهد بلكه براى كلّى و جامع ميان آن فرد و امثال او قرار دهد . اين احتمال در باب حروف قائل ندارد . و تنها كلمه‌اى از مرحوم امام خمينى صادر شده مبنى بر اينكه ممكن است در باب حروف وضع خاص و موضوع‌له خاص باشد به اين نحو كه واضع لفظ من را براى خصوص نسبت ابتدائيّه ميان سير و بصره و هرآنچه مثل او است قرار دهد « 4 »
هامش
( 1 ) . منتهى الاصول ج 1 ص 22 - 24 . ( 2 ) . نهاية الافكار ج 1 ص 45 - 46 . ( 3 ) . فوائد الاصول ج 1 ص 54 . ( 4 ) .