به عقيدهء ايشان موجود بودن نسبت در خارج يا در ذهن در مدلول حرف اخذ نشده بلكه حروف براى ذات ماهيّت نسبت وضع شدهاند با قطع نظر از وجود خارجى و ذهن ( مثل ماهيّت انسان كه نه در ذهن وجود خارجى است تا به ذهن نيايد و نه در ذهن وجود ذهنى است تا در خارج محقّق نشود بلكه آزاد است و در هريك از دو ظرف قابلتحقّق است . ) بنابراين اعتراض مرحوم آقاى خوئى وارد نيست كه اگر براى نسبت خارجى باشد . . . و اگر براى نسبت ذهنى باشد . . . . « 1 »
به عقيدهء ما اين پاسخ قابلمناقشه است زيرا مىپرسيم : منظور شما از ذات و ماهيّت نسبت چيست ؟ آيا مفهوم كلّى نسبت مراد است ؟ اينكه يك مفهوم اسمى است و حروف معناى اسمى و استقلالى ندارند .
آيا ماهيّت نسبت است ؟ نسبتها كه بر فرض وجود داراى ماهيّت نيستند .
آيا وجود نسبت است ؟ وجود هم يا خارجى است يا ذهنى ، اگر مراد وجود خارجى نسبت باشد اشكال آقاى خوئى رحمه اللّه وارد است و اگر مراد وجود ذهنى باشد باز هم اشكال ايشان وارد است .
وانگهى از پايان كلام مرحوم اصفهانى استفاده مىشود كه حروف براى مصاديق نسبتها و نسبتهاى به حمل شايع وضع شدهاند نه براى مفاهيم يا ماهيّات نسبتها « 2 » پس توجيه شهيد صدر ناتمام است .
ولى خود ما از اشكال مرحوم آقاى خوئى اين گونه جواب مىدهيم كه اوّلا به عقيدهء ما حروف براى عنوان كلّى نسبتها و رابطهها وضع شدهاند نه براى خصوص وجود خارجى يا ذهنى آنها و مبسوطا خواهد آمد .
و ثانيا از ايشان مىپرسيم در باب وضع خاص و موضوعله خاص مثل وضع اعلام اشخاص ، وضع چگونه است ؟ آيا واضع كلمهء زيد را براى وجود خارجى زيد وضع كرده است ؟ يا براى وجود ذهنى آن ؟ هركدام كه باشد همان اشكال بايد
هامش
( 1 ) . بحوث فى علم الاصول ج 1 ص 247 .
( 2 ) . نهاية الدراية ج 1 ص 56 - 57 .