تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
به عقيدهء ايشان موجود بودن نسبت در خارج يا در ذهن در مدلول حرف اخذ نشده بلكه حروف براى ذات ماهيّت نسبت وضع شده‌اند با قطع نظر از وجود خارجى و ذهن ( مثل ماهيّت انسان كه نه در ذهن وجود خارجى است تا به ذهن نيايد و نه در ذهن وجود ذهنى است تا در خارج محقّق نشود بلكه آزاد است و در هريك از دو ظرف قابل‌تحقّق است . ) بنابراين اعتراض مرحوم آقاى خوئى وارد نيست كه اگر براى نسبت خارجى باشد . . . و اگر براى نسبت ذهنى باشد . . . . « 1 » به عقيدهء ما اين پاسخ قابل‌مناقشه است زيرا مىپرسيم : منظور شما از ذات و ماهيّت نسبت چيست ؟ آيا مفهوم كلّى نسبت مراد است ؟ اينكه يك مفهوم اسمى است و حروف معناى اسمى و استقلالى ندارند . آيا ماهيّت نسبت است ؟ نسبتها كه بر فرض وجود داراى ماهيّت نيستند . آيا وجود نسبت است ؟ وجود هم يا خارجى است يا ذهنى ، اگر مراد وجود خارجى نسبت باشد اشكال آقاى خوئى رحمه اللّه وارد است و اگر مراد وجود ذهنى باشد باز هم اشكال ايشان وارد است . وانگهى از پايان كلام مرحوم اصفهانى استفاده مىشود كه حروف براى مصاديق نسبتها و نسبتهاى به حمل شايع وضع شده‌اند نه براى مفاهيم يا ماهيّات نسبتها « 2 » پس توجيه شهيد صدر ناتمام است . ولى خود ما از اشكال مرحوم آقاى خوئى اين گونه جواب مىدهيم كه اوّلا به عقيدهء ما حروف براى عنوان كلّى نسبتها و رابطه‌ها وضع شده‌اند نه براى خصوص وجود خارجى يا ذهنى آنها و مبسوطا خواهد آمد . و ثانيا از ايشان مىپرسيم در باب وضع خاص و موضوع‌له خاص مثل وضع اعلام اشخاص ، وضع چگونه است ؟ آيا واضع كلمهء زيد را براى وجود خارجى زيد وضع كرده است ؟ يا براى وجود ذهنى آن ؟ هركدام كه باشد همان اشكال بايد
هامش
( 1 ) . بحوث فى علم الاصول ج 1 ص 247 . ( 2 ) . نهاية الدراية ج 1 ص 56 - 57 .