تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
و نسبتى ميان قضاء و روز جمعه كه عبارتست از نسبت ظرفيّهء زمانيّه . و نسبتى ميان صلوة و مسجد كه نسبت ظرفيّه مكانيه است و با كلمهء فى تفهيم مىشود . و نسبتى ميان نماز قضا و طلوع شمس كه نسبت ابتدائيّت است و با كلمهء من فهميده مىشود . و نسبتى ميان نماز قضاء و زوال شمس كه نسبت انتهائيّت است و با كلمهء من فهميده مىشود . و نسبتى ميان نماز قضاء و زوال شمس كه نسبت انتهائيّت است و با كلمهء الى تفهيم شده است . در اين مثال چهار نسبت نخست مفاد هيئت است و سه نسبت اخير مفاد حرفى از حروف است . « 1 » ) و خود نسبت دو شعبه دارد يكى نسبت به حمل اوّلى ذاتى يا مفهوم كلمهء نسبت و رابطه و اضافه . و ديگرى نسبت به حمل شايع يا مصداق و حقيقت نسبت كه عين ربط به طرفين است و منظور از وضع حروف براى نسبتها ، نسبت به حمل اوّلى يا مفهوم نسبت نيست زيرا مفهوم نسبت كه خود يك معناى اسمى است و مستقلا در ذهن تصوّر مىشود و طرف واقع مىشود و احكامى براى آن بار مىشود . بلكه منظور نسبت به حمل شايع است يعنى حروف و هيئات براى حقايق نسبتها وضع شده‌اند و مصاديق نسبتها حد و حصرى ندارد فى المثل نسبت‌هاى ابتدائية تحقّق مىيابد و لذا خود اين نسبتهاى حقيقى جداگانه قابل‌تصوّر نيستند تا واضع يكايك آنها را لحاظ كند و لفظ من را براى تك‌تك آنها وضع كند تا از نوع وضع خاص و موضوع‌له خاص باشد ، ناگزير عنوان كلّى نسبت ابتدائى را كه يك مفهوم اسمى و استقلالى است تصوّر مىكند و لفظ من را براى خود آن عنوان كلّى قرار نمىدهد تا وضع عام و موضوع‌له عام باشد بلكه براى مصاديق خارجى آن وضع مىكند و در نتيجه وضع حروف و هيئات از قسم وضع عام و موضوع‌له خاص است .
هامش
( 1 ) . منتهى الاصول ج 1 ص 23 .
خارج اصول (فارسى) — صفحة 153 | على محمدى خراسانى