تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
استصحاب سخن از اتحادّ قضيّهء مشكوكه و قضيهء متيقّنه مطرح مىشود با حذف زمان و صرف‌نظر از زمان است و گرنه اتحادّ محال است . ) در نتيجه ثبوت قيام براى زيد كه همان نسبت ايجابى باشد غير از خود زيد و قيام است و امر ثالثى است و قابل‌انكار نيست . پس نسبت هم وجود دارد . ( البتّه در كلمات بزرگانى مثل مرحوم علّامهء طباطبائى در نهايه به طرز ديگرى هم بر وجود نسبت استدلال شده است و متن كلام علامّه از اين قرار است : « انّ هناك قضايا خارجيّة تنطبق بموضوعاتها و محمولاتها على الخارج ، كقولنا زيد قائم و الانسان ضاحك مثلا ، و ايضا مركّبات تقييديّة مأخوذة من هذه القضايا كقيام زيد و ضحك الانسان ، نجد فيها من اطرافها من الامر الّذى نسميّه نسبة و ربطا لا ما نجده فى الموضوع وحده و لا فى المحمول وحده و لا بين الموضوع و غير المحمول و لا بين المحمول و غير الموضوع . فهناك امر موجود وراء الموضوع و المحمول » و دليل بر اينكه نسبت وجود رابط و وابسته به طرفين است و از خود استقلالى ندارد ، آن است كه اگر نسبت نيز وجود فى نفسه و استقلالى يا وجود نفسى و محمولى داشته باشد لازم مىآيد در عالم هيچ قضيّه‌اى درست نشود زيرا وقتى مىگوييم : زيد قائم است در واقع مثل آن است كه بگوئيم : زيد و قيام و است يا و ثبوت قيام براى زيد يا و نسبت ايجابيّه ، و پرواضح است كه خود اينها سه امر مستقل و وجود نفسى هستند و براى ربط آنها حداقل دو نسبت و رابط لازم است و اگر آن دو و نيز مستقلّ و نفسى باشند ما پنج امر مستقل خواهيم داشت و لااقل نياز به چهار رابط دارند و اگر آنها نيز مستقل باشند نياز به رابطهاى ديگر پيدا مىشود و تسلسل پيش مىآيد و اين رشته تا بىنهايت امتداد خواهد يافت بدون آن‌كه حتى يك قضيّه درست شود و يك محمولى به موضوعى ارتباط پيدا كند در حالى كه اين خلاف وجدان است ( و به قول علّامهء طباطبائى : و ليس منفصل الذات عن الطرفين بحيث يكون ثالثهما و