معناى حرفى :
پس از بحث از امكان و امتناع قسم ثالث اينك اين پرسش مطرح است كه بر مسلك مشهور كه اين قسم را ممكن الوقوع مىدانند آيا مثال و نمونه هم دارد و چنين وضعى واقع هم شده يا خير ؟ باز مشهور قائل به وقوع هم هستند و براى آن به باب حروف و اسماء اشاره و ضمائر و مبهمات و مانند آنها مثال آوردهاند و مدّعى شدهاند ، حروف وضعشان خاص و موضوعله شأن عام است يعنى واضع در هنگام وضع مفهوم كلّى ابتدا يا انتها يا ظرفيّت و . . . را در نظر گرفته سپس لفظ من يا الى يا فى و . . . را براى مصاديق آنها يعنى ابتدائها و انتهائها و ظرفيّتهاى جزئى وضع كرده است و هكذا در اسماء اشاره و . . . و اين تمثيل موجب گرديده كه اصوليان به تحقيق و تدقيق پيرامون معناى حرفى بپردازند و آراء افراطى و تفريطى عجيب و غريبى ابراز كنند كه در اين مقام به تبيين اين آراء و انظار مىپردازيم و در دو مقام بحث مىكنيم :
مقام اوّل در بيان معانى حروف و حقيقت معناى حرفى ،
و مقام دوّم در بيان اينكه وضع حروف از كدام قسم از اقسام وضع است ؟ آيا از قسم ثالث است يا خير ؟
[ بيان انظار در معناى حرفى ]
امّا مقام اوّل يا بيان انظار در معناى حرفى :
نظريّه اوّل :
به جناب شيخ رضى نجم الائمّه صاحب شرح كافيه در نحو نسبت داده شده كه ايشان براى حروف معنائى قائل نشده و معتقد است كه حروف براى معنائى وضع نشدهاند و صرفا علامت و نشانههائى براى خصوصيتى در مدخول خود هستند يعنى من نشانهء اين است كه از بصره « در مثال سرت من البصرة » مبدء سير بودن اراده شده و ذات البلد الخارجى به تنهائى مراد نيست بلكه خصوصيّت مبدء سير بودن نيز مراد است . الى علامت آن است كه از كوفه « در مثال سرت الى