تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
ولى بحث ما در باب وضع دربارهء مصاديق نيست و واضع با مصاديق سروكار ندارد بلكه با مفاهيم ارتباط دارد و مع الاسف هيچ مفهومى حاكى از مفهوم ديگر نيست و مرآت او و فانى در او نمىباشد و او را ارائه نمىدهد ، هرمفهومى خودش است ، مفهوم زيد مفهوم زيد است ، مفهوم انسان مفهوم انسان است نه مفهوم جزئى مفهوم جزئى ديگر را نشان مىدهد و نه مفهوم كلّى را ، مفهوم كلّى نيز نه كلّى ديگر را ارائه مىدهد و نه مفاهيم جزئى زيد و بكر و . . . را و از هركدام از كلى و جزئى معنا و مفهومى كه به ذهن تبادر مىكند غير از ديگرى و مباين با آن است و لذا داستان مرآتيّت ربطى به باب وضع ندارد تا قسم ثالث يا رابع يا هردو امكان‌پذير باشد بلكه هيچ‌كدام امكان‌پذير نيست و به عقيدهء ما قول به امكان اين دو از باب خلط مفهوم به مصداق و سرايت دادن حكم يكى به ديگرى است و از اين قبيل اشتباهات در علوم فراوان است كه براى نمونه به چند مورد اشاره مىشود : 1 - در فلسفه بحثى است كه مفهوم وجود مشترك لفظى است يا مشترك معنوى ؟ عدّه‌اى طرفدار اشتراك لفظى هستند و مىگويند « موجود » به آن معنايى كه بر واجب الوجود اطلاق مىشود غير از معنايى است كه بر ممكنات اطلاق مىشود ، « زيد موجود » يك معنى دارد و « واجب الوجود موجود » معناى ديگرى دارد . ولى بزرگان فلسفه از جمله مرحوم علامّهء طباطبائى در نهايه فرموده‌اند : اينها مفهوم را به مصداق اشتباه كرده‌اند آنكه قابل‌قياس نيست مصداق خارجى وجود است كه وجود واجبى با وجود امكانى قابل‌مقايسه نيست « آن كجا و اين كجا » ولى مفهوم موجود در هردو يك معنى دارد و آن هستى و بودن است ولى اين معنى كلّى مشكّك است و صدق آن بر افرادش برابر نيست و مصاديق او با يكديگر قابل‌قياس نيستند نه مفهومها . « 1 » 2 - در رابطه با صفات واجب تعالى از قبيل علم و قدرت و . . . نيز شبيه بحث
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمة ص 8 - 9 .
خارج اصول (فارسى) — صفحة 122 | على محمدى خراسانى