فوق الذكر مطرح شده و برخى خواستهاند بگويند : عالم و قادر و . . . به آن معنى كه بر واجب تعالى اطلاق مىشود غير از معنايى است كه در زيد و خالد و حسن و . . .
مطرح است . ولى اينها نيز مصاديق را با مفاهيم اشتباه كردهاند و مصداق علم و قدرت در مورد خداوند با ما انسانها و ممكنات قابلقياس نيست نه مفهوم آنها . « 1 »
3 - صاحب معالم در مبحث عام و خاص چهار مورد ديگر از موارد اشتباه اصولىها و خلط عارض به معروض يا مفهوم به مصداق را ذكر مىكند از قبيل نزاع در لفظ عام يا در صيغ عموم ، در لفظ امر يا در صيغههاى افعل ، در لفظ جمع و جماعت يا در مصاديق جمع و . . . « 2 »
پس به اعتقاد ما قسم ثالث و رابع هردو محال است زيرا هيچمفهومى حاكى از مفهوم ديگر نيست نه مفهوم كلّى حاكى از مفاهيم جزئيّه است و نه مفهوم جزئى مرآت كلى است . و اتّفاقا قبلا هم در بيان امكان قسم ثالث كه دو شبهه مطرح شد اوّلين و مهمترين اشكال همين مطلب بود و اصولىها به پيروى از مرحوم آقا ضياء خواستند عناوين كلّى را دستهبندى كنند و عنوان فرد و مصداق و شخص و . . . را حاكى از افراد بدانند كه ما همانجا هم به اين دستهبندى اعتراض داشتيم و اصل اشكال را وارد مىدانستيم ( البته در پايان آن بحث طرفدار امكان قسم ثالث شديم ولى در اينجا عدول كرده و طرفدار امتناع هستيم . )
و عجيب اينكه مرحوم محقق عراقى مدعى شده كه عنوان فرد و شخص و . . .
حملش بر زيد و بكر و . . . از باب حمل اوّلى ذاتى و حمل مفهومى است « 3 » در حالى كه هرگز در معناى زيد سخن از فرد و مصداق نيست بلكه سخن از هيكل خارجى يا صورت ذهنيّه است و البته لازمهء وجود خارجى يا ذهن فرديّت و تشخّص است ولى اينها مصداقا مساوقند نه اينكه در مفهوم زيد دخيل باشند ، « زيد فرد » يعنى
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ج 1 ص 85 .
( 2 ) . معالم الاصول ص 119 .
( 3 ) . مقالات الاصول ج 1 ص 19 .