مرحوم آقا ضياء نيز بيان ديگرى بر استحالهء قسم رابع دارند و آن اينكه :
گاهى تمام نظر به خود فرد و خصوصيّت فردى است مثل مفهوم زيد « مثلا » در اينجا عنوان خاص مرآت براى عام نيست و نمىتواند كلى را نشان دهد زيرا مفهوم خاص زيد با مفهوم عام انسان تباين كلّى مفهومى دارند و هرگز مباين مرآت براى مباين نيست .
و گاهى آنكه آلت و طريق و عنوان مشير قرار گرفته كلّى مقيّد به خصوصيّات فردى است مثل عنوان « الانسان المتقيّد بالخصوصيّة الزيديّة » اين نيز با حفظ تقيّدش به خصوصيّت ، مرآت براى مفهوم كلّى انسان نمىشود زيرا اين عنوان خاص به شرط شيئى ( خصوصيات فرديّه ) يا به شرط لا ( از خصوصيات ديگر و از كليّت ) است و آن كلى و عام لا به شرط است و اطلاق و توسعه دارد و مفهوم خاص پيراهنى نيست كه بر قامت عام و كلى دوخته شده باشد و طبيعت مقيّد و مضيّق با طبيعت مطلق و موسّع و لا به شرط هماهنگ نيست تا اين مرآت آن باشد .
ولى گاهى جهت تقييد را الغاء مىكنيم و تمام نظر را به جنبهء انسان بودن زيد منحصر مىكنيم به اين عنوان مىتواند مرآت كلى قرار گيرد ولى اين از بحث خارج است و از قبيل وضع عام و موضوعله عام مىشود . پس خاص با حفظ خصوصيّات فردى و شخصى ، مرآت عام با عموميّت و كليّتش نيست . « 1 »
در مقابل مشهور جمعى از بزرگان ، وضع خاص و موضوعله عام را امرى ممكن و معقول دانسته و فرمودهاند : « ادلّ دليل على امكان شيئى وقوعه فى الخارج » و سپس نمونههايى آوردهاند و خواستهاند با اين نمونههاى عينى امكان آن را تثبيت كنند . در رأس اين گروه مرحوم محقّق رشتى است كه در بدايع الافكار صريحا مىفرمايد : اين قسم امرى شايع و ذايع است و مطلب بديع و جديدى نيست ( كه استبعاد كنيد ) سپس به باب اسماء اوزان و مقادير مثال مىزنند ( مثلا در مقام وضع كيلوگرم ،
هامش
( 1 ) . نهاية الافكار ، ج 1 و 2 ، ص 37 .