تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
ترديد نيست . ثانياً مرحوم صدر در كتاب تأسيس‌الشيعه ثابت كرده است كه مبتكران علم اصول فقه دانشمندان شيعه بودند نه اهل سنّت . « 1 » ثالثاً دانش‌هاى ديگرى از قبيل علم صرف و نحو و فقه و حديث و رجال هم به شكل امروزىاش - كه تكامل يافته است - در عصر ائمه عليهم السلام نبوده است . پس بايد اينها را هم بدعت بدانيد و خود شما هم نبايد كتب فقهى بنگاريد ؛ چون بدعت است . رابعاً مگر هر بدعتى حرام است ؟ مرحوم شهيد ثانى در شرح لمعه از قول بعضى از علماء ، بدعت را به تعداد احكام خمسه تقسيم كرده و گفته است گاهى بدعت واجب است و . . . . « 2 » خامساً در زمان ائمه عليهم السلام نيازى به تدوين اين قواعد نبوده است تا دانش جدائى داشته باد ؛ ولى امروزه شديداً به اين قواعد نيازمنديم و بايد اينها را مبوّب و منظّم كرد . سادساً مگر تأسيس علم جديد بدعت است ؟ خلاصهء كلام اين‌كه نه اخبارى و نه اصولى هيچ‌كدام ، از مسائل اصولى مستغنى نيستند و آنچه را كه در اصول به عنوان مبانى اتّخاذ كرده‌اند ، در فقه بر همان اساس استنباط و اجتهاد مىكنند . البتّه نياز به قواعد اصولى يكسان نيست ، بلكه بر حسب مسائل مختلف و زمان‌هاى گوناگون و افراد متفاوت ، فرق مىكند ، زيرا چه بسا مسأله‌اى آسان‌تر است و نيازش به قواعد اصولى كمتر است . ) و نيز در صدر اوّل و در زمان امامان عليهم السلام ، اجتهاد خيلى بسيط و قليل‌المؤونة بوده ، ولى امروزه خيلى پيچيده‌تر گرديده است و گاه نياز داريم كه چندين معضل اصولى را حلّ كنيم تا به يك حكم فرعىِ فقهى نائل شويم . و نيز چه بسا شخص از راه‌هاى گوناگون قاطع شود كه قطع او حجّت است و كمتر نيازمند قواعد اصولى مىشود ، ولى نوع اشخاص چنين نيستند و قدم به قدم نياز به استفاده از قواعد اصولى دارند . بنابراين مهم‌ّترين علم مورد نيازِ مجتهد ، علم اصول فقه است .
هامش
( 1 ) . تأسيس‌الشيعه لعلوم‌الاسلام ، ص 310 . ( 2 ) . لمعهء دمشقيّه ، ج 1 ، ص 246 و 247 .